سی و سومین بسته شکلات

(این پست دیگه خصوصی نیست)

صبح ش شوشو رو بردم دانشگاه

بعدش خواستم بگیرم بخوابم ولی هی نشستم فیلم دیدم تا اینکه دیگه ساعت شد ٢ خنثی و شوشو اومد از دانشگاه و رفتیم خرید واسه غذا

آخه افطاری قرار بود بدیم شب ش .

بعد که خرید هامون رو کردیم شوشو میگه بیا بریم PetSmart ماهی بخریم

میخواستم بگم نه بابا ساعت ۵:١۵ الان! مهمونا هم ساعت ٨ میان ! هیچی هم که غذا درست نکردیم !ولی گفتم باشه http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/standart/kiss.gif

رفتیم اونجا .. تا ساعت ۶:٣٠ کارمون طول کشید . آخرشم شوشو هیچی بپسندید

آقا ما رفتیم خونه و من تبدیل شدم به یه گوریل وحشی و گرسنه و پر استرس! (دور از جون)

هی دارم غذا میپزم و غر میزنم که "وای شوشو وقت نداریم الان میرسن" http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/kez_08.gif

یعنی اینجوری شده بودم ها: http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/Koshechka_08.gif

شوشو هم هی میگه "نگران نباش همه چیز درست میشه"

خولاصه دوتایی یه چیزی درست کردیم تا ساعت شد ٨ و تلفن مون زنگ زد

گفتن که ساعت ٩ میان نه ٨:٣٠ منم خیلی خوشال شدم http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/lex_14.gif

تا اون وقت دیه همه چی درست شد خدا رو شکر!

قیمه درست کردیم و لازانیا و شیر برنج و آش جو (صدف) و سالاد خیار

اومدن و گفتیم و خندیدیم تا ساعت ١ صبح . بعد هم رفتن http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/standart/grin.gif

این م عکس نزدیک از کیک ی که آوردن (+) دستشون درد نکنه

اینم هنر نمایی شوشو! (+) والا من از این کارا بلد نیستم! 

وقتی هم اومدن خونه انقدر از خونمون خوششون اومد !  کلی تعریف کردن از دکور و همه چیز . بعـله ماییم دیه هه هه هه

 

روز بعدش هم افطاری جایی دعوت بودیم . یه خانواده ی عرب هستن که خیلی مهربون و خون گرم هستن . دسشون درد نکنه! با دو تا بچه بیچاره خانومه کلی زحمت کشیده بود! http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/kez_09.gif

حالا قراره که ما هم دعوتشون بکنیم این جمعه که داره میاد . یکمی دلم شور میزنه . آخه دوباره باید غذا درست کنم :| یعنی بیشتر تنبلی ه نیشخند

دانشگاه هم جمعه شروع میشه! خدا کنه که سال خوبی پیش رو داشته باشم . بگو ایشالله

این مبایل م رو (+) چهار سال پیش خریده بودم و خیلی باهاش کار نکردم . حالا دوباره راهش انداختم . موبایل بدی نیس ولی باید هر شب شارژش کرد! اوه موبایل قبلی م که واقعا مجانی بود، خوبی ش اینکه چهار روز در میون لازم بود شارژ شه

اینم عکس یکی از ماهی هامون . شش تا ماهی داریم الان! (+) فکر کنم این خانومه هست . آخه شکم ش بزرگه :دی آقاهاشون شکم هاشون کوچیکه!!

یه عمر داشتم دنبال این گلسر م میگشتم! بالاخره پیدا شد! (+) این رو بابام واسه م خریده .

اینم هدیه ی یکی از خواهرام . خیلی دلم براش تنگ شده! (+) قلب

وسایل دانشگاه (+) این دانشگاه که دارم میرم . . توی یه شهری هست که معروفه به آدم کشی و قتل و این چیزا . حالا اونجوری نیگام  نکن دیه ... فقط حلالم کنید!  هه هه

اینم یه عالمه (+) هایلاتر که شوشو واسه م خریده .

شاید یه بار دیه قبل از دانشگاه آپ کنم .. بهدش دیه نمیدونم ... خدایا به امید تو!

 

 

التماس دعا دوستای گلم

من و شوشو رو یادتون نره! مرسی ماچ
- بخدا نمیدونین چه عشقی میکنم بلاگ مینویسم =)

- این شکلک ها ف*ی*لتر هستن؟!


دوستتون دارم هوارتا

(دیگه فکر نکنم عکس بذارم . چون بلاگفا خیلی امن نیست واسه این چیزا )

 

/ 46 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام خانمی. خوبی؟ عبادات قبول. دست گلت درد نکنه.[ماچ] ماشالا چه همسری با ذوق و سلیقه ای داری[گل] دانشگاه خوش بگذره آرزوی موفقیت می کنم برات مواظب خودت باش[قلب][ماچ]

حمیرا

سلام جوجو[ماچ] مرسی که اومدی ژیشم من که رمز اینو نداشتم اما اون یکی را خوندم و یه چیزهایی دستگیرم شد...حالا باز هم میام پیشت.لینکت می کنم تا همیشه بیام پیشت[قلب]

rozhina

goli jun ramzo be man nemidi?? [ناراحت]

نگی

افطاری مهمون داشتن خیلی سخته مخصوصا اگه خود آدم روزه باشه... چه همسر هنرمندی هنونه هه خیلی خوشگل بود... مگه چه شهریه؟ واقعا همینطور هست یعنی؟

حمیرا

وایییییییییییییییییییییییییی از قیافه کیکه معلومه که خومچزس......آخ آخ آخ دلم خواست. قربون شلک ماهت برم دوست خوشگم[ماچ]

rozhina

vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaayyyyy goli cheghad ghiyafat nazo mehrabune[چشمک][قلب][قلب]

نازی

این پست سی و چهار نامرئیه آیا؟![متفکر] باز تو گودر من بالا اومده ولی اینجا هیچی نیست[منتظر]

حنا

سلام گلی جون خوبی؟؟ شرمنده من دیر اومدم نتم قطع بود چندتا از پستاتو خوندم خیلی باحال مینویسی خوشم اومد چشم من رمزمو میذارم برات تو هم دوست داشتی بزار منتظرتم[چشمک]

حنا

ااا پس اون شما بودی اره خودمم[نیشخند]