ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

بیست و ششمین بسته شکلات

من الان کلی ذوق زده م دلقک نیشخند

آخه بالاخره کلاس هام رو قبول کردند!

مجبور شدم همشون رو بندازم . ولی خوشالم! 

حالا فقط دوتا کلاس دارم برمیدارم

کلاس هایی که واقعا به رشته ی آینده م ربط دارن بالاخره! هه هه
معنی یکی از کلاسم هست ( ایکالاجی ) : "علم عادت وطرز زندگی موجودات و نسبت انها با محیط"  چه اسم طولانیی

اول مشاور درسی م گفت شاید نتونی بندازی شون و یه "w" میذارن روی کارنامه ت

یعنی اینکه کلاس رو دیر انداخی  ( روز آخر انداختن کلاس ۲ روز پیش بود) Smiley

کلی دعا خوندم و این چیزا .

به شوشو هم زنگ زدم و پیغام گذاشتم "شوشو من خیلی عصبانی ام!

شاید کلاسامرو نندازن و الکی تو کارنامه م این "w" های الکی رو بذارن . میدونی چقدر بد میشه برام؟" نگران

بعدش رفتم پیش رییس اصلی و اون گفت میتونی بندازی و هیچی تو کارنامه ت نمیاد ! کلی ذوق کردم! قوربون آقا هه هه 

الان یه هفته عقب م از این کلاسایی که تازه اضافه کردم .

آخه دانشگاه الان یه هفته و خورده ای هست که شروع شده . خدایا به امید تو

 

 

-قرار بود اگه واسه شوشو یه شعری رو که میخواست پیدا کنم٬ واسم یه کیک گنده بخره ! عاشق شرط بندی های شوشو ام من! ل و ل زبان

 

-وقتی رانندگی میکنم . آستین هام رو میزنم بالا تا آرنج و کولر رو کم کنم

و آلبوم رگ خواب یگانه رو میذارم و رانندگی میکنم با سرعت ۸۰  ..

یه حالی میده جاتون خالی

 

-یکمی این روزا با شوشو دعوایی هستیم . درست نمیدونم سر چی هست .

ولی رفع میشه ایشالله . به زودی نیشخند زبان

 

-دیشب رفتیم خونه ی جاریم .

یه کیک بزرگ توت فرنگی و خامه ای خریدیم برای داداش شوشو چونکه تفلدش بود . بد نبود :دی

 

-امشب هم که خونه ی مامان و بابای شوشو هستیم .

کلی باباش واسه م شیرینی و باقلوا و شکلات خریده بود تعجب

مامانش م ته چین درست کرد خوشمـــــــــــزه ها قلب

 

-این رو سحری تند تند  درست کردم دیروز! (+) خــــــــــــــیلی راحته .

فقط کلم براکلی و کلم (سفید) و هویچ رو تو روغن تف میدین با یکمی سیر و نمک و فلفل

بعدش هم بهش یکمی پنیر پیتزا اضافه میکنیم ... همین! نیشخند

 

-به همین زودی امتحان دارم . و هیچی هم نخوندم :|

این وبلاگ رو دیدم (+) انقدر دلم شکســـــــــــــــــــــــــــــــــــت ! خدا میدونه!

 

- امشب رفتیم مغازه با شوشو و مامان و باباش که بستنی بخریم .

شوشو هم هی من رو بغل میکرد از پشت یواشکی و مینداخت بالا جلوی همه! خجالت

بعضی وقتا فک میکنم باید وزن اضافه کنم تا دیگه نتونه از این شیطون بازی ها کنه!زبان

 

   + × خانوم گلی × ; ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٥
comment نظرات ()

سی و پنجمین بسته شکلات

امروز روز اول دانشگام بود . یعنی دانشگاهه دانشگاه ها! نه کامیونیتی کالج دیگه نیشخند خیلی خوشال بودم . صبح ولی ساعت ٧ و نیم راه افتادم و ٨:۵٠ رسیدیم دانشگاه و ساعت ٩:١٠ تازه کلاس رو پیدا کردم خنثی حالا اونجوری نیگام نکن!

بعدش کلاس بعدیم فقط فیلم دیدیم! اون رو هم دیر رسیدم ۵ دقیقه چون ۵ کوچه پیایین تر بود خنثی . کلاس بعدیم رو ولی به موقع رسیدم و معلم نیومد (جمعه هم که دانشگاه نرفته بودم معلمه اصلا نیومده بود . هیچ خبری هم نداده تاحالا که میاد یا نه! ما رو الاف کرده) فکر کنم معلممون مُرده ابرو

قانون هم این هست که اگه معلم تا ١۵دقیقه بعد از شروع کلاس نیاد، همه میتونن پاشن و برن سر خونه زندگی شون . منم رفتم قسمت انتقال درس های دانشگاه . پرسیدم که بابا من که این کلاسا رو برداشتم چرا باید دوباره بردارم؟! خانومه مثل بوقلمون بود چشم نتونست کاری کنه . رفتم با شوشو چت کردم و گفت دوباره پاشو برو!  دوباره رفتم و ایندفه یکمی خانوم بوقلمون سعی خودش رو کرد! و بالاخره همه چی درست شد . یعنی اینکه تمام کلاسایی که الان دارم رو شاید اصلا لازم نیست بردارم! ببینیم چی میشه عینک اونطوری خوب میشه! چون زودتر مدرک لیسانس م رو میگیرم انشالله!

بعد هم کلاس زیست داشتم . معلمم خیلی جوون بود . کلاسه سقف ش ١٠٠ متر بالا بود! ترسناک بود یکمی نگران خیلی هم خسته کننده بود . بعد از کلاس قرار بود برم یه جا خرید کنم واسه کلاسام ولی گفتم بی خی خی و رفتم سوار ماشین شدم و اومدم خونه . و ۴ بار نزدیک بود تصادف کنم! خنثی ولی خوب خدا رو شکر چیزی نشد! الانم که بهش فکر میکنم یه جوری میشم .ساعت ۵ رسیدم خونه .

این خیابونی هست که من میرم برای یه ساعت و خورده ای (+)

اومدم خونه و با شوشو یکمی خوش گذروندیم و من خوابیدم تا ٩:٣٠ شب! بعدش شوشو پیتزا خرید قلب و یه فیلم کوچیک دیدیم و شوشو رفت (کار این چند روزش شده بازی کامپیوتری!) تا ساعت ٢ شب . بعد هم من دیگه حال حرف زدن نداشتم و گذاشتم بخوابه و منم دارم این پست رو مینویسم .

خلاصــــــــــــــــــــــــــه اینم از امروزم . خیلی روز جالبی بود . ولی واقعا کسی نبود که باهاش درد و دل کنم واسه همین اینجا نوشتم ......مرسی اگه خوندی!

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif

 

دستور پخت اون پای سیب که عکس ش رو تو متن پایینی گذاشتم

راستش من که خمیرش رو آماده خریدم ولی توی یه سایت پیدا کردم .

خمیر پای سیب:

آرد - ۵۰۰ گرم
کره - ۳۰۰ گرم ( یا روغن جامد ۲۵۰ گرم)
پودر قند - یک قاشق سوپخوری
شیر - یک فنجان
نمک - یک قاشق چایخوری

 

داخل پای سیب:

سیب نه خیلی نرم نه خیلی سفت ۶ پیمانه (سیب ها رو مثل این کوچک میکنیم (+))
شکر - من خیلی شکر میریزم! فک کنم ٣.۵- ۴ پیمانه شکر ریختم
آرد - دو قاشق غذا خوری
آبلیمو - یه قاشق غذا خوری
دارچین - یه قاشق چای خوری
نمک - خیلی کم!

 

آرد را در ظرفی بریزید,  سپس نمک و پودر قند و شیر را روی آرد بریزید و خوب هم بزنید, سپس کره را قطعه قطعه  کنید و وسط خمیر بریزید و خمیر را با کره خوب مخلوط کنید بطوریکه خمیر چسبندگی پیدا کند اما کش نیاید, این خمیر نباید زیاد ورز داده شود, فقط باید خمیر چسبندگی پیدا کندو قابل بازکردن باشد. وقتیکه خمیر آماده شد ،آن را در نایلون به مدت دوتا سه ساعت  بگذارید تا خمیر به اصطلاح ور بیاید .

وسایل داخل پای سیب رو با قاشق به هم میزنیم . بعد خمیر رو به دو قسمت میکنیم . یه قسمت رو میذارم روی ظرف (که قرار هست بذاریم توی فر . شیشه ای بهتره) قشنگ میذارم کف ظرف بشینه و یکمی هم از گوشه هاش بزنه بیرون بهتره. مواد داخل پای رو میریزیم توش . تیکه ی دیگه خمیر رو میذاریم روش (باریک باشه یکمی بهتره ولی نه خیلی هم باریک) . قشنگ که پهن شد روی مواد سیب مون . گوشه های خمیر بالا و پایین رو به هم میچسبونیم و با انگشت خمیر رو بالا و پایین ببرید .

روی چهار تا برش بزنین یا پنج تا . تا اینکه بخار بره از داخلش بیرون . میذاریمش توی فر روی درجه ی ۴٢۵ باری ۴٠-۴۵ دقیقه . و بعدش وقتی از فر برداشتین برای ٢ ساعت بذارینش کنار تا خنک بشه .

امیدوارم که درست کنین و خوشتون بیاد
نوش جونتون ماچ

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif


- یه سی دی زدم از شعر های قشنگ واسه راه دانشگاه م نیشخند

- دنیا رو بی تو نمیخوام یه لحظه / دنیا بی چشمات یه دروغ محضه

- یه فتو آلبوم هم تازه درست کردم . تو لینکام هست . خواستین یه سر بزنین

- نقاشی هایی که از سر بیکاری میکشم .. یعنی فقط دوس دارم برم دانشگاه نقاشی یاد بگیرم و بشینم تا آخر عمر نقاشی کتاب بچه ها رو بکشم! (+) (آبرنگ)

- اینم با شوشو درست کردیم (+) و اینم سفره ی ساده ی افطارمون (+)

- شوشو امروز کلی هوس این کرده بود خنده سر کلاس ش و اصلا هواس ش به درس نبوده . الهی فداش (+) واقعا آدامس خوبی بود . حتما بخرید :دی

- سوگل عزیزم! آره درست حدس زدی نیشخند امیدوارم شما هم پیش همسری ت زندگی خیلی شیرینی داشته باشی عزیز دلم! مرسی از حضورت . بازم بیا :)

 

- دوستای گلم!‌ تو رو خدا دعا کنین قضیه ی این کلاسای دانشگاهی من به خوبی و خوشی تموم بشه! تو رو خدا فراموشم نکنید تو دعاهاتون! ممنون میشم! بغل

 

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
comment نظرات ()

سی و سومین بسته شکلات

(این پست دیگه خصوصی نیست)

صبح ش شوشو رو بردم دانشگاه

بعدش خواستم بگیرم بخوابم ولی هی نشستم فیلم دیدم تا اینکه دیگه ساعت شد ٢ خنثی و شوشو اومد از دانشگاه و رفتیم خرید واسه غذا

آخه افطاری قرار بود بدیم شب ش .

بعد که خرید هامون رو کردیم شوشو میگه بیا بریم PetSmart ماهی بخریم

میخواستم بگم نه بابا ساعت ۵:١۵ الان! مهمونا هم ساعت ٨ میان ! هیچی هم که غذا درست نکردیم !ولی گفتم باشه http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/standart/kiss.gif

رفتیم اونجا .. تا ساعت ۶:٣٠ کارمون طول کشید . آخرشم شوشو هیچی بپسندید

آقا ما رفتیم خونه و من تبدیل شدم به یه گوریل وحشی و گرسنه و پر استرس! (دور از جون)

هی دارم غذا میپزم و غر میزنم که "وای شوشو وقت نداریم الان میرسن" http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/kez_08.gif

یعنی اینجوری شده بودم ها: http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/Koshechka_08.gif

شوشو هم هی میگه "نگران نباش همه چیز درست میشه"

خولاصه دوتایی یه چیزی درست کردیم تا ساعت شد ٨ و تلفن مون زنگ زد

گفتن که ساعت ٩ میان نه ٨:٣٠ منم خیلی خوشال شدم http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/lex_14.gif

تا اون وقت دیه همه چی درست شد خدا رو شکر!

قیمه درست کردیم و لازانیا و شیر برنج و آش جو (صدف) و سالاد خیار

اومدن و گفتیم و خندیدیم تا ساعت ١ صبح . بعد هم رفتن http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/standart/grin.gif

این م عکس نزدیک از کیک ی که آوردن (+) دستشون درد نکنه

اینم هنر نمایی شوشو! (+) والا من از این کارا بلد نیستم! 

وقتی هم اومدن خونه انقدر از خونمون خوششون اومد !  کلی تعریف کردن از دکور و همه چیز . بعـله ماییم دیه هه هه هه

 

روز بعدش هم افطاری جایی دعوت بودیم . یه خانواده ی عرب هستن که خیلی مهربون و خون گرم هستن . دسشون درد نکنه! با دو تا بچه بیچاره خانومه کلی زحمت کشیده بود! http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/kez_09.gif

حالا قراره که ما هم دعوتشون بکنیم این جمعه که داره میاد . یکمی دلم شور میزنه . آخه دوباره باید غذا درست کنم :| یعنی بیشتر تنبلی ه نیشخند

دانشگاه هم جمعه شروع میشه! خدا کنه که سال خوبی پیش رو داشته باشم . بگو ایشالله

این مبایل م رو (+) چهار سال پیش خریده بودم و خیلی باهاش کار نکردم . حالا دوباره راهش انداختم . موبایل بدی نیس ولی باید هر شب شارژش کرد! اوه موبایل قبلی م که واقعا مجانی بود، خوبی ش اینکه چهار روز در میون لازم بود شارژ شه

اینم عکس یکی از ماهی هامون . شش تا ماهی داریم الان! (+) فکر کنم این خانومه هست . آخه شکم ش بزرگه :دی آقاهاشون شکم هاشون کوچیکه!!

یه عمر داشتم دنبال این گلسر م میگشتم! بالاخره پیدا شد! (+) این رو بابام واسه م خریده .

اینم هدیه ی یکی از خواهرام . خیلی دلم براش تنگ شده! (+) قلب

وسایل دانشگاه (+) این دانشگاه که دارم میرم . . توی یه شهری هست که معروفه به آدم کشی و قتل و این چیزا . حالا اونجوری نیگام  نکن دیه ... فقط حلالم کنید!  هه هه

اینم یه عالمه (+) هایلاتر که شوشو واسه م خریده .

شاید یه بار دیه قبل از دانشگاه آپ کنم .. بهدش دیه نمیدونم ... خدایا به امید تو!

 

 

التماس دعا دوستای گلم

من و شوشو رو یادتون نره! مرسی ماچ
- بخدا نمیدونین چه عشقی میکنم بلاگ مینویسم =)

- این شکلک ها ف*ی*لتر هستن؟!


دوستتون دارم هوارتا

(دیگه فکر نکنم عکس بذارم . چون بلاگفا خیلی امن نیست واسه این چیزا )

 

   + × خانوم گلی × ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳۱
comment نظرات ()

سی و یکمین بسته شکلات

خوفین ؟! خوش میگذره؟

این روزا دوباره همه ش تمیز کاری میکردم . مگه تموم میشد خواهر! خنثی

این شمع رو (+) روشن کرده بودم و تمیز کاری میکردم

راستی! این تابلو رو برای بالای تخت مون خریدیم (+) عاشقشم!!!

و این تابلو اون پیرزنه رو هم عوض کردم (+) و قاب ش کردم

روش نوشته " آشپز رو ببوس" خنده

میخوام یه تابلو دیگه درست کنم که نوشته باشه "هیچوقت به یه آشپز لاغر اعتماد نکن" اونوقت هر کی بیاد خونمون میترسه چیزی بخونه خنثی

خولاصه :دی این روزا میگذره دیگه ...

شوشو این بازی رو خرید آنلاین (+) که من بدجوری خرابش م

دیشب کلی بازی کردیم

 

 

قرار بود دیشب بریم خونه ی مادر/پدر شوشو ولی نشد چون داشتیم آکواریوم مون رو تمیز میکردیم و پرده میزدیم

این پرده رو خریدیم (+)‌ توری هست و سفید . خیلی دوس ش دارم :دی

شب قبل ش هم مامان جاری م زنگ زد و دعوتمون کرد ولی نشد دیه ...

این ماه رمضون خیلی زود اومد ..

یعنی اصلا آمادگی ش رو نداشتم . فقط هم میخوام زودی تموم بشه چشم

آخه من عادت دارم توی روز ١٠ بار غذا بخورم (وعده های کوچیک) ولی حالا که هیچی نمیخورم اصلا برام اعصاب نمیذاره

مثلا دیروز داشتم سر شوشو داد میکشیدم واسه هیچی!

شوشو : چشم قربان! هر چی شما بگین!

من : آخی ... ببخشین ... تغصیر این ماه رمضونه دیه ..

اصلا انگاری این مغض من به شکمم وصله :| جلل خالق!

 

 

از این آپارتمانمون خیلی راضی هستیم

یعنی انقدره اون آپارتمان قبلی چرت بود که باعث شد قدر هر چی که داریم رو بیشتر بدونیم! :|

مرسی خدای مهربون که هوامون رو داری ‌! خیلی گلی :)

دیشب فیلم The Box رو دیدیم .. صحنه های ترسناک زیاد داشت

ولی آخرش که من و شوشو ماتمون برد به هم و گفتیم " چی شد؟!!"

خیلی گیج کننده بود . اصلا توصیه نمیکنم ببینین! فقط یه درس آموزنده داشت ..

اینکه قدر هر چی دارین رو بدونین و نا شکری نکنین و مردم نکشین :|

فیلم ش مثل آدم و حوا بود (مدل خارجی ش که فک میکنن حوا بود که به آدم سیب رو داد و تغصیر حوا هست که ما الان اینجا رو زمین هستیم )

زنه تو فیلم دکمه رو فشار میده و زندگی شون میریزه به هم ابرو اون رگ "فیمینستی" من بدجوری باد کرد وسط فیلم ها =)

وقتتون رو روش طلف نکنین نمی ارزه اصلا

 

 

دیگه دیگه ...

این خونمون یه انباری داره . یه اتاق بزرگه که من جرات نمیکنم برم توش!

انگاری جنگ اومده اونجا :|

آخه این مدته همه چی رو پرت میکردیم توش انگار نه انگار ...

حالا امشب با شوشو داریم میریم تمیزش کنیم !

 

 

دانشگاه تا ١٢ روز دیگه شروع میشه .. اصلا خوشال نیستم راست ش رو بخوای

آخه باید روز در میون ٣ ساعت رانندگی کنم ابله

خدا به دادم برسه !

میخوام زودی این مدرک رو دو ساله بگیرم و دیگه از دست ش خلاص شم :|

خدا جونم به امید تو!‌ کمکم کن جون هر کی دوس داری!

 

 

این روزا همه ش خونه م دیه .. حوصله م سر رفته

دوس دارم برم سر کار ...

واسه آدم های جور وا جور ترجمه کنم دوباره ... آدم هایی که لحجه های عجیب دارن

باورم نمیشه دلم برای کارم تموم شده!

- شوشو هم این دو شنبه دوباره میره دانشگاه . سال دوم ش . موفق باشی عزیز دلم :)

 

 

قرار شد خانواده م برای تعطیلاتی که سه ماه دیگه هست بیان خونمون !

خیلی خوشالم!

توی این تعطیلات (که نمیدونم اسم ش به فارسی چی میشه) باید بوقلمون درست کرد

و خانواده ها دور هم جمع میشن و این چیزا نیشخند خدا کنه کلی خوش بگذره!

http://s1.picofile.com/golabi/Pictures/1226170792sayclub4.gif

 

شوشو: وای این بیسکویتا چه خوشمزن !

من: خنثی

شوشو: خوب در اومدن ها!

من: نیشخند

بعد شوشو میره تو حال و برمیگرده بیشتر بخوره که ...

شوشو: وای خوردم! من که روزه م! زبانتعجب

من: نیشخند دیدم خیلی با ولع میخوردی دیه .. دلم نیومد بهت بگم ..


- تازه اینترنت گرفتیم بالاخره! بعد از چند ماه بی اینترنتی! عجب عذابی بود! دیگه قول میدم به همتون سر بزنم چون ١٠ روزم مونده به شروع دانشگاهم نیشخند

- دوست دارم اسم وبلاگم رو عوض کنم

 

 

 

- بالاخره یه قالب درست حسابی درست کردما . زود لود میشه؟ نیشخند

-دوست دارم آهنگ "آدم ها" از آلبوم آلبوم رگ خواب از یگانه رو بلند بذارم تو ماشینم و شیشه ها رو بدم و غروب باشه و من فقط برونم .. اینور و اونور .. بدون مقصد .

 

- چقدر از قهر کردن بدم میاد :(

 

   + × خانوم گلی × ; ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٤
comment نظرات ()

شانزدهمین بسته شکلات

توی اوج بی کسی هام,
دلواپسی هام,
یاوری از غیب رسید به فریاد
شکر خدایی که تورو به من داد :)


سلام دوستای گلم =)
من از بیکاری هی قالب وبلاگ درست میکنم  شما از بیکاری چه کار میکنید؟!

میگم ها٬
نمیدونم styrofoam به فارسی چی میشه
ولی خوب این شکلی هست (+)
گذاشتمش رو گاز مون
و اصلا حواسم نبود که باید گاز بالایی رو روشن میکردم!
زیر این ظرف رو روشن کردم!
یوهو همه ش رو شعله های آبی و نارنجی گرفت
من این شکلی شده بودم: http://www.pic4ever.com/images/frantic.gif
اصلا نمیدونستم چی کار کنم
همونطور ظرف رو انداختم تو دستشور
شوشو اونوقت داشت ظرف میشست
بیچاره غذاش ... http://www.pic4ever.com/images/2lxwef8.gif
بعد هم دیگه مرغ درست کردم
خیلی خوشمزه شد در عوض
ولی خیلی از کاری که کردم ناراحت بودم
شوشو هی میگه ناراحت نباش اشکال نداره! http://www.millan.net/minimations/smileys/consoling2.gif
اگه ناراحت باشی منم ناراحت میشم اونوقت باید بریم لباس سیاه بپوشیم
و بریم بیرون خونه سینه زنی برای برنج و ماهی که از دست رفت
خلاصه ...
تصمیم گرفتم برم شیرین نارگیلی درست کنم
تو اون هم گند زدم!
یعنی خوشمزه شد ولی اصلا خوشگل نشد http://www.moppo.net/anisigns/signer/mad/mad.gif
با فاصله هم چیدم ها (+) ولی همه ش تو ظرف به هم چسبید
شد مثل گُل
با چای خوردیم


دیگه دیگه ..........
این روزا شوشو تا ساعت ۸ یا ۹ تو دانشگاهه
منم شب ها مثل جغد بیدارم و ظهر میخوابم تا ۵ و ۶
خیلی برنامه ی خوابم داغونه

دانشگاه هم میگذره٬
قرار شد که واسه پروژه م مقدار پروتین گوشت و حبوبات رو با هم مقایسه کنم
خواستم ویتامین c رو پیدا کنم در آب پرتغال های مختلف ولی گفت خیلی راحته http://www.pic4ever.com/images/2mpe5id.gif
و خوبه یه پروژه ی سخت تر انجام بدم

این کتاب (+) رو خیلی دوست دارم http://www.pic4ever.com/images/129fs370785.gif
طرز فکر بودایی ها هست ... ولی خیلی یاد  گرفتنش توی زندگی م تاثییر خوب داشت
یاد میده که زندگی همه ش میگذره و نباید خیلی جدی ش گرفت http://www.pic4ever.com/images/129fs370785.gif
که نباید حتی از شوهر خودمون هم انتظار داشته باشیم
همه رو همینطور که هست باید قبول کرد
و همه ی گذشته ها رو باید بیخیال شد آخه دیگه گذشته و نمیشه که برگردونیمشون
از این چیزا دیه ..

- مرسی ناتاشا خانم برای تسبیح (+) قشنگی که خریدین برا من و شوشو جون  

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن : من این کلاس "ذن" که عکس کتاب ش رو بالا گذاشتم رو ترم قبلی برداشتم http://www.millan.net/minimations/smileys/luvvyasmiley.gif
کلاس فلسفه بود .. فلسفه ی شرق
باورم نمیشه چقدر همتون ازش استقبال کردین!
فکر کنم یه روز بشینم و ترجمه ش کنم به فارسی حالا که اینطور شد!
خیلی گشتم اینترنت رو
و خیلی کتاب ها درباره ی "ذن" فروخته میشه در ایران انگاری...
ولی کتابی بگیرین که درباره ی زندگی به طریق ذن باشه  اونا خوبن
این چندتا سایت هست که میتونید یکمی با این طرز فکرش آشنا بشین
خیلی جالبه و مطمنم خیلی زندگی تون رو قشنگ تر میبینید وقتی درست باهاش آشنا بشین:

ذن در ویکیپیدیا (+)
مغرور نشدن در ذن (+)
باغ های شنی در مکتب ذن (+)
فکر نکردن به نتیجه در ذن (+)
مراقبه ذن مدیتیشن (+)
خشم بدون عمل در ذن (+)
ذن و زندگی در زمان حال (+)
فکر نکردن در ذن (+)
تنفس در آیین ذن (+)


 پ ن ۲:  لینک فوتوبلاگم رو گذاشتم تو لینک ها. بیکار شدین یه سر بزنین http://www.millan.net/minimations/smileys/wavesmile.gif
پ ن ۳ : الان درست ۲۴ ساعت هست نخوابیدم http://www.moppo.net/anisigns/signer/doh/doh.gif و باید تا ۳ ساعت دیگه برم سر کار!
خدا به دادم برسه
پ ن ۴ : امروز پنج شنبه ست . دیشب با یه خواب وحشتناک از خواب پریدم . . خیر باشه :|

   + × خانوم گلی × ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٢
comment نظرات ()

یازدهمین بسته شکلات

مشاهده یادداشت خصوصی

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢۳
comment نظرات ()

نهمین بسته شکلات

سه شنبه:

دیشب نخوابیدم اصلا
و الان سرم داره همینجوری گیج میره ...
آخه نشستم خیر سرم درس بخونم مثلا http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_blush.gif
قرار بود تاریخ رو حسابی بخونم
و پروژه م رو تموم کنم
ولی ...
یعنی درس خوندم ها   ولی نه خیلی
هیچی نمیرفتم تو مخم
ورق رویی پروژه م این شکلی کشیدمش (+)
ولی ورقی که واسه ش نوشتم رو گند زدم اساسی! http://www.kolobok.us/smiles/he_and_she/girl_cray.gif
و اینم قلم موهای تازه ی چینی که خریدم (+)
خیلی حال میده نقاشی به سبک چینی!
حتما امتحان ش کنید http://www.kolobok.us/smiles/personal/paint2.gif
طرز فکر خاصی دارند
مثلا اگه میخوای یه دایره بکشی این شکلی (+)
باید یه نفس بکشی
و همینطور که هوا رو از شش هات خالی میکنی٬
باید این دایره رو بکشی!

خیلی از نقاشی هاشون فقط با حرکت ۲-۵ بار قلم مو کشیده میشه


 

چهارشنبه:

چقدر خوشالم که عاشقمی و عاشقتم
I'm so luckey to have you in my life, dear shushu
You don't know how much you mean to me

http://www.kolobok.us/smiles/artists/viannen/viannen_115.gif 

I need a hug
I didn't study at all
I dunno why


پنج شنبه:

این غدایی که ظهری درست کردم (+) عکاس هنرمند شوشو جونی . توش سیب زمینی شیرین بود و نعنا و پنیر ایرانی سفید و کره و نمک و فلفل و آرد . بد نبود .. ولی خیلی هم خوب نبود! http://www.kolobok.us/smiles/artists/viannen/viannen_39.gif
باید با کلی از اینها (+) میخوردی که خومشزه شه ها 
 میخوام سعی کنم خیلی کم با گوشت غذا درست کنم
اینم یه آهنگ هندی قشنگ (+) خیلی دوستش دارم http://www.pic4ever.com/images/30upn9j.gif
اسمش هست مرجانی . توی فیلم ش کرینا کپور بازی میکنه ... خیلی باحاله!
اگه شد حتما فیلم "Main Prem Ki Diwani Hoon" رو ببینین .
اصلا نمیدونم ترجمه ی فارسی ش هست یا نه! ولی باحاله و فیلم ویوا هم قشنگ بود .  
ببین ها! سر امتحان ها میشینم فیلم های سه ساعتی هندی میبینم http://www.millan.net/minimations/smileys/innocentsmily.gif

   + × خانوم گلی × ; ٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٦
comment نظرات ()

هشتمین بسته شکلات


روزی که تو رو دیدم
دلم رو به دل تو دادم
حالا من میدونم
بی تو یه لحظه نمیتونم!
تا دنیا پا برجاست
به پای عشقت می مونم

عشق من باش
جون من باش
نذاری یه روزی این دل رو تنهاش



ســــــــــــــــــــــلام

امروز صبح ساعت ۶ و نیم صبح از خونه زدیم بیرون http://www.millan.net/minimations/smileys/sportcar3.gif
خیلی روز خوبی بود http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_in_dreams.gif
کلی بهمون خوش گذشت
قبل از اینکه بریم پیاده روی رفتیم اینجا (+) و از بالای کوه یه شهر قشنگ دیده میشد
به یاد داستان هایی می افتادم که دوران بچگی میخوندم .... http://www.millan.net/minimations/smileys/babyboy.gif

{حجم عکس ها رو خیلی کم کردم که راحت باز شه}

رفتیم کوه نوردی و پیاده روی (+)
لای یه عالمه درخت و سنگ و "حشره" http://www.millan.net/minimations/smileys/scorpios.gif
انقدر پایین کوه حشره بود که خدا میدونه آخه دیگه هوا شرجی شده و گرم
من هم خیلی تنبل هستم و بعد از یه ربع ره رفتن
به شوشو میگم "نرسیدیم؟ " http://dingo.care2.com/c2c/emoticons/dunnof.gif
و شوشو هم در طول ۲۰ دقیقه ای که برسیم هی میگفت "داریم میرسیم!"
ولی مگه میرسیدیم؟ همه ش هم سر بالایی بود!
هر چند دقیقه یه بار هم یه باد خنک میوزید...
منم زودی روسری م رو درمی آوردم و موهام شلخته میشد . خیلی باحال بود
ولی جرات نمیکردم در ابمیوه رو باز کنم
فک کنم بعدش همه ی حشره ها میریختن رو سرم!

خلاصه رسیدیم بالاخره
خیلی منظره ی قشنگی بود اون بالا (+)
احساس میکردی به خدا خیلی نزدیک تری http://www.kolobok.us/smiles/artists/just_cuz/JC_cupidgirl.gif
اونوقت هست که میفهمی ما آدم ها چقدر کوچیک و نحیف هستیم
این (+) منظره ی زیر پام بود!!!
اون بالا روی سنگ ها یه کرم (+) کوچولو  خوشرنگ هم بود
انقدره باحال بود! http://www.millan.net/minimations/smileys/piscess.gif
با اینکه از حشرات بدم میاد ولی از این کرم و حلزون (+) خیلی خوشم اومد

اینم از سفر کوچولوی ما....
دیگه قرار هست هر هفته بریم اینجا پیاده روی
و یه دریاچه هم داره که احتمالا اونجا بریم http://www.millan.net/minimations/smileys/aquariuss.gif

فردا دوتا امتحان دارم و این چیزا
دیگه تا یه هفته دیگه دانشگام تموم میشه و کلی خوش میگذرونم http://www.millan.net/minimations/smileys/laugh2.gif

+از این قالب خیلی راضی ام
+سارا و ملیحه دارن عروس میشن! هاو اکسایتیگ!

   + × خانوم گلی × ; ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱۳
comment نظرات ()

هفتمین بسته شکلات

سلام http://www.kolobok.us/smiles/artists/big/Connie_windowtongue.gif

سرما خوردم http://www.kolobok.us/smiles/icq/cray.gif آب بینی و گلو خشک و عطسه و این چیزا
از سرماخوردگی خوشم میاد ولی دوست ندارم سر امتحان ها سرما خورده شدم http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_yes2.gif
خوب چون از درس ها عقب می افتم
و همینجوری ش هم هفته ی پیش درس نخوندم چون خونه نبودم http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_pardon.gif
خدا کنه زود خوب شم

دیروز رفتم سر کار بعد از دانشگاه
رفتم ترجمه توی یه کلاس که کاملا زنونه بود http://www.kolobok.us/smiles/artists/viannen/viannen_45.gif
مثلا درباره ی حامله گی و این چیزا بود و راه های جلو گیری ش و ... http://kay.smiley.free.fr/images/205.gif
خودم که خیلی یاد گرفتم
مترجمی به خیلی درد ها میخوره ها http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif

این هفته هم که میاد دیگه یه جورایی آخرین هفته ی دانشگاس
وای چقدره من خوشالم http://www.pic4ever.com/images/studsmatta.gif
آخه این ترم بابای من رو در آورد
فقط منتظرم این ترم آفیشالی تموم شه
انقدره خوش بگذرونم http://www.millan.net/minimations/smileys/romansmile.gif
هی فیلم میبینم٬نقاشی میکشم٬بازی میکنم و غذاهای جدید یاد میگیرم!

اینم از شوشو این روزا که تعطیله:
اینم من: http://kolobok.us/smiles/artists/laie/Laie_70.gif
خوب آدم خسته میشه هی ببینه شوشو ش داره بازی میکنه سر لپ تاپ ش و انگار نه انگار
مثلا وقتی باهاش حرف میزنی و جواب ت رو نصفه کاره میده و وسط ش داد میزنه
"یوهوووو" یا "وای چقدر سخته این!"
نه؟ http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_nea.gif شاید فقط من این شکلی ام!
ولی دوست دارم بازی کنه و خوش بگذرونه ..

من برم دیگه http://www.kolobok.us/smiles/user/ignat_02.gif
زت زیاد

   + × خانوم گلی × ; ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱۱
comment نظرات ()