ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

پنجمین بسته شکلات

امروز رفتیم Downtown خیلی خوش گذشت!

دست هامون تو دست هم٬

تن م هی بهانه ی تن ت رو میکرد

گرم بود و من سرد

اون لحظه ها رو به هیچی نمیدم!

لحظه های شیرین با تو بودن عزیزم٬ بهشته منه !

مگه میشه تو نباشی و من لحظه ای خوشی ببینم؟

فدای مهربونی چشات و صورت نازت .

دوستت دارم .

- به دلم میچسبی درست مثل بستنی خوشمزه ی امشب مون :)

 

   + × خانوم گلی × ; ٥:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٩
comment نظرات ()

دومین بسته شکلات

http://dl9.glitter-graphics.net/pub/711/711129rt5tss73ss.gif

ما هم عقد شدیم !!! به همین زودی ها ! به همین زودی زودی زودی !! 

یعنی دیگه شدیم یه جورایی مال همدیگه !!!! چه حس عجیبی! چه حس مطلوبی!

امروز ساعت ۵ بعد از ظهر عقد کردیم ! بعد از خرید لباس عروس که وقتی میپوشمش میشم مثل سفید برفی به قول همه  البته با موهای ویز ویزی ! =))

خلاصه بعدش رفتیم پشت خونه و کلی عکس گرفتیم و این چیزا و نمیدونم چی چی میشه که بعد از اون همه عکس گرفتن٫ مطهره میره بالا تو اتاق و شروع میکنه به گریه کردن  ! همون وقت هم آقای نامزد با ۶ نفر دیگه منتظر من هستن که برم و با هم بریم حلقه و کت و این چیزا رو انتخاب کنیم .... خلاصه من که خیلی ناراحت شده بودم   بعدش این محدثه هم شروع کرده به گریه کردن ! مجبور شدم با خودمون بیارمش ...

من و آقای نامزدم که دیگه نامحرم نبودیم ولی رومون نمیشد به هم نزدیک شیم  والا ! کل وقت دو سه تا وجب فاصله بود بینمون  ... مامانی هی میگه: حالا اون خجالتیه٫ تو کی خجالتی بودی آخه؟!! ... ولی خراب چشم ها و لب های قشنگ آقای نامزد هستم  الهی ! خیلی پسر خوبیه . خدا رو شکر  آی میس هم آلردی !

دیگه فکر کنم تا ۲ ماه یا ۱ ماه دیگه نبینمش ... امیدوارم که موفق باشه تو کاراش و زندگی ش و همیشه شاد باشه

 

پروردگارم !از این که مرا با فردی آشنا کردی که قادر خواهم بود تا ابد به او عشق بورزم سپاسگذارم.زندگی مشترکمان را سرشار از صلح و آرامش کن


 دوستش دارم  !

   + × خانوم گلی × ; ٥:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۳٠
comment نظرات ()

سی و دومین بسته شکلات

این رو گوش کنین (+) بخندین نیشخند تصویر نداره فقط صوتی هست 

 

یعنی ماه رمضون که شروع میشه ها، گلی خانومی تبدیل میشه به یه موجود عجیب و غریبی مثل این: http://www.pic4ever.com/images/tantrumsmiley.gif نه اعصاب داره نه هیچی!

شوشو جونم مرسی که تحملم میکنی! ببخشین این چند روز خیلی باهات بد بودم . قول میدم خانومی بهتری شم برات

 

دیروز هم واسه این آقاهه (زبان) ترجمه میکردم سر کار که همینطوری (دور از جون) زر میزد! مگه حرفش تمومی داشت؟ باور کنین درست ٢ ساعت و ده دقه حرف این http://foolstown.com/sm/wow.gif

بحث از این شروع شد که حلقه ی من رو دید و از نصیحت کردن شروع شد سخنرانی تا اینکه آخر سخنرانی ش گفت: نه شما فقط تظاهر میکنین که ازدواج تون خوبه! (با لحجه ی افغانی ش) نزدیک بود بلند شم و دهنش رو سرویس کنم http://foolstown.com/sm/sumo.gif فکر میکرد کی هست حالا :|

یعنی من از اون آدما نیستم که از نژادی بدم بیاد! اصلا نژادپرست نیستم!

(از همه جور آدما خوشم میاد و دوست دارم با آدم ها از کشور های مختلف آشنا شم و فرهنگ هاشون رو یاد بگیرم)

ولی خوب من که بهش هیچی نگفتم و گذاشتم هر چی خواست بگه . آخه خودش ٧ ساله ازدواج کرده بود . میخواست تجربیات ش رو بگه مثلا http://www.pic4ever.com/images/297.gif

اگه من دیگه به کسی رو دادم سر کار اسمم رو میذارم "چراغعلی" :|

خلاصه بعدش رفتم این مغازه ی که لوازم نقاشی داره . این آلبوم رو خریدم (+) اینم صفحه ی اولشه (+)

بعد هم قبل از اینکه برم خونه رفتم اون ساختمون بغل خونمون دیدم شوشو نشسته داره درس میخونه یکمی حرف زدیم بعدش رفتم خونه و خوابیدم تا دم غروب .

شوشو هم افطاری درست کرده بود! الاهی فداش

این از دیروم

 

 

امروز صبح هم با شوشو رفتم

من رفتم سر کار و شوشو رفت دانشگاه. رفتم سر کار و دیدم که کسایی که باید واسشون ترجمه کنم خیلی قیافه هاشون عرب میزنه!

گفتم حتما اشتباهی منو فرستادن آخه من یه کلمه هم بلد نیستم عربی!

بعد دیدم بعل____________ه من رو اشتباهی فرستاده بودن . ولی خوب حقوق م رو میگیرم گرچه هیچ کاری نکردم

اومدم خونه یکمی وبلاگ گردی کردم و خونه تمیز کردم و جارو کشیدم و حالا هم دارم اینجا مینویسم و شاید یکمی بخوابم .. واسه دو یه سه ساعت http://www.pic4ever.com/images/flat.gif

راستی اینم عکس آکواریوم هست که شوشو یه هفته س روش کار میکنه (+)

این جمعه  هم قرار هست با شوشو بریم چندتا ماهی بخریم .

باید چندتا اسم خوشمل واسشون پیدا کنم  

راستی ممنونم که از نقاشی م و تابلو ها تعریف کردین . خیلی مهربونین .

دوستتون دارم خیل___________ی زیاد

قلبماچ

 

- آه چقدر از مهمونی دادن بدم میاد :|

 

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢۸
comment نظرات ()

سی و یکمین بسته شکلات

خوفین ؟! خوش میگذره؟

این روزا دوباره همه ش تمیز کاری میکردم . مگه تموم میشد خواهر! خنثی

این شمع رو (+) روشن کرده بودم و تمیز کاری میکردم

راستی! این تابلو رو برای بالای تخت مون خریدیم (+) عاشقشم!!!

و این تابلو اون پیرزنه رو هم عوض کردم (+) و قاب ش کردم

روش نوشته " آشپز رو ببوس" خنده

میخوام یه تابلو دیگه درست کنم که نوشته باشه "هیچوقت به یه آشپز لاغر اعتماد نکن" اونوقت هر کی بیاد خونمون میترسه چیزی بخونه خنثی

خولاصه :دی این روزا میگذره دیگه ...

شوشو این بازی رو خرید آنلاین (+) که من بدجوری خرابش م

دیشب کلی بازی کردیم

 

 

قرار بود دیشب بریم خونه ی مادر/پدر شوشو ولی نشد چون داشتیم آکواریوم مون رو تمیز میکردیم و پرده میزدیم

این پرده رو خریدیم (+)‌ توری هست و سفید . خیلی دوس ش دارم :دی

شب قبل ش هم مامان جاری م زنگ زد و دعوتمون کرد ولی نشد دیه ...

این ماه رمضون خیلی زود اومد ..

یعنی اصلا آمادگی ش رو نداشتم . فقط هم میخوام زودی تموم بشه چشم

آخه من عادت دارم توی روز ١٠ بار غذا بخورم (وعده های کوچیک) ولی حالا که هیچی نمیخورم اصلا برام اعصاب نمیذاره

مثلا دیروز داشتم سر شوشو داد میکشیدم واسه هیچی!

شوشو : چشم قربان! هر چی شما بگین!

من : آخی ... ببخشین ... تغصیر این ماه رمضونه دیه ..

اصلا انگاری این مغض من به شکمم وصله :| جلل خالق!

 

 

از این آپارتمانمون خیلی راضی هستیم

یعنی انقدره اون آپارتمان قبلی چرت بود که باعث شد قدر هر چی که داریم رو بیشتر بدونیم! :|

مرسی خدای مهربون که هوامون رو داری ‌! خیلی گلی :)

دیشب فیلم The Box رو دیدیم .. صحنه های ترسناک زیاد داشت

ولی آخرش که من و شوشو ماتمون برد به هم و گفتیم " چی شد؟!!"

خیلی گیج کننده بود . اصلا توصیه نمیکنم ببینین! فقط یه درس آموزنده داشت ..

اینکه قدر هر چی دارین رو بدونین و نا شکری نکنین و مردم نکشین :|

فیلم ش مثل آدم و حوا بود (مدل خارجی ش که فک میکنن حوا بود که به آدم سیب رو داد و تغصیر حوا هست که ما الان اینجا رو زمین هستیم )

زنه تو فیلم دکمه رو فشار میده و زندگی شون میریزه به هم ابرو اون رگ "فیمینستی" من بدجوری باد کرد وسط فیلم ها =)

وقتتون رو روش طلف نکنین نمی ارزه اصلا

 

 

دیگه دیگه ...

این خونمون یه انباری داره . یه اتاق بزرگه که من جرات نمیکنم برم توش!

انگاری جنگ اومده اونجا :|

آخه این مدته همه چی رو پرت میکردیم توش انگار نه انگار ...

حالا امشب با شوشو داریم میریم تمیزش کنیم !

 

 

دانشگاه تا ١٢ روز دیگه شروع میشه .. اصلا خوشال نیستم راست ش رو بخوای

آخه باید روز در میون ٣ ساعت رانندگی کنم ابله

خدا به دادم برسه !

میخوام زودی این مدرک رو دو ساله بگیرم و دیگه از دست ش خلاص شم :|

خدا جونم به امید تو!‌ کمکم کن جون هر کی دوس داری!

 

 

این روزا همه ش خونه م دیه .. حوصله م سر رفته

دوس دارم برم سر کار ...

واسه آدم های جور وا جور ترجمه کنم دوباره ... آدم هایی که لحجه های عجیب دارن

باورم نمیشه دلم برای کارم تموم شده!

- شوشو هم این دو شنبه دوباره میره دانشگاه . سال دوم ش . موفق باشی عزیز دلم :)

 

 

قرار شد خانواده م برای تعطیلاتی که سه ماه دیگه هست بیان خونمون !

خیلی خوشالم!

توی این تعطیلات (که نمیدونم اسم ش به فارسی چی میشه) باید بوقلمون درست کرد

و خانواده ها دور هم جمع میشن و این چیزا نیشخند خدا کنه کلی خوش بگذره!

http://s1.picofile.com/golabi/Pictures/1226170792sayclub4.gif

 

شوشو: وای این بیسکویتا چه خوشمزن !

من: خنثی

شوشو: خوب در اومدن ها!

من: نیشخند

بعد شوشو میره تو حال و برمیگرده بیشتر بخوره که ...

شوشو: وای خوردم! من که روزه م! زبانتعجب

من: نیشخند دیدم خیلی با ولع میخوردی دیه .. دلم نیومد بهت بگم ..


- تازه اینترنت گرفتیم بالاخره! بعد از چند ماه بی اینترنتی! عجب عذابی بود! دیگه قول میدم به همتون سر بزنم چون ١٠ روزم مونده به شروع دانشگاهم نیشخند

- دوست دارم اسم وبلاگم رو عوض کنم

 

 

 

- بالاخره یه قالب درست حسابی درست کردما . زود لود میشه؟ نیشخند

-دوست دارم آهنگ "آدم ها" از آلبوم آلبوم رگ خواب از یگانه رو بلند بذارم تو ماشینم و شیشه ها رو بدم و غروب باشه و من فقط برونم .. اینور و اونور .. بدون مقصد .

 

- چقدر از قهر کردن بدم میاد :(

 

   + × خانوم گلی × ; ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٤
comment نظرات ()

سی امین بسته شکلات

سلام به همگی! خوبین؟ مرسی من و شوشو هم خوبیم و خوشالیم که بعد از دو هفته به هم رسیدیم http://www.thesmilies.com/love/00800000.gif

تا ازدواج نکنین نمیدونین من چی میگیم ... خیلی سخته از شوهر یا عشق ت جدا باشی خجالت

دو روز پیش با مامان و بابا و خواهر ها و داداشی موندیم و بعدش راه افتادیم ساعت ١ و نیم ظهر طرف شهرمون و مسافرت مون قرار بود ١٣ ساعته بشه ولی شد ١۵-١۶ ساعته (با ماشین) چون که اولش کاملا اشتباه داشتیم میرفتیم http://www.pic4ever.com/images/90.gif

بعد که رسیدیم خونه بالاخره ... ساعت ٧ صبح بود و رفتیم مستقیم خوابیدیم ! بعدش ساعت یک شوشو بیدار شد و رفت سر کار و منم نشستم کارای خاله زنکی انجام دادم هه هه http://www.kolobok.us/smiles/artists/phil/phil_21.gif  و این شمع (+) رو روشن کرده بودم . خونه بوی "بلو بری" و شکلات گرفته بود


خیلی تمیز کاری نکردم آخه شوشو گفت میخواد دو نفره انجام بدیم نیشخند

این عکس پرده ی حمام هست که خریدم (+) خودم که هنوز دیدمش پسندیدم ! با مامانم و شوشو رفتیم خرید . بعدش مامانم گفت اینکه خوفه! http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_tender.gif برش دار دیه منم دیگه خریدمش

اینم عکس رو تخت خوابی که خریدیم (+) از رنگ سبز روشن خیلی خوشم میاد! و خیلی هم رنگ شادی هست ! قلب چون تمام دیوارامون سفیده و یه رنگ خوشرنگ لازم هست واقعا و این رنگ عالیه!

این هم لیوان (ماگ) هست که مامان و بابام بهم هدیه دادن! خیلی قشنگه! این بسته ش هست (+) و این هم خودش (+)

این نقاشی رو هم برای آشپزخونه کشیدم (+)

شوشو هم دست شویی رو دکور کرده بود (+) جیگرشو برم من!  قلب

نصف کارت های عروسی مون (+)

http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-04.gif

دیروز رفتیم خونه ی جاری م . جاتون خالی بد نبود . هنوز خیلی احساس نزدیکی نمیکنم به خانواده ی شوشو ... میدونم چرا ها...

یعنی از خونه ی مامان و بابا شوشو راه افتادیم . من و مادر شوشو و داداش بزرگه ی شوشو رفتیم . ١٢ ظهر! ماشین ش هم کولر نداشت! و هوا ١٠٠ درجه بود!‌ و ترافیک انقدر زیاد بود! http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_wacko.gif (چون یه تصادف شده بود سر یکی از Exit ها )

منم به این نوشیدنی پر از شکر پناه بردم (+)

اینم مادر شوشو برد واسه جاری م (+) نی نی کاکتوسه :دی

بعد ش که رسیدیم بالاخره، غذا خوردیم (پاستا و دلمه) و رفتیم یه باغ قشنگ و لب دریاچه 

جاتون خالی!

این عکس باغی هست که رفتیم (+)  و اینم عکس لب دریاچه ای که رفتیم (+) (+) (+)

وقتی برگشتیم ساعت ٩ شب بود و مامان و بابا شوشو گفتن که ما میاییم خونه ی شما! من م باید برمیگشتم زودی خونمون با شوشو که یکمی تمیز کاری کنم ! http://www.kolobok.us/smiles/artists/viannen/viannen_81.gif

سر راه یه لیوان چای یاس خریدیم و وقتی اومدن واسشون ریختم . خیییییلی خوش بو هست!

شب ش فیلم Hitch رو دیدیم و کلی خندیدیم . بابای شوشو وسط فیلم خواب ش بردخنثی

خلاصه ٣ صبح خوابیدیم و صبح ساعت ١٠:٣٠ بیدار شدم و دیدم مامان شوشو داره ظرف میشوره!

رفتم تخم مرغ با پیازچه درست کردم و وسایل صبحانه رو چیدم و بعد مامان شوشو رفت اندازه ی پرده ی خونمون رو بگیره تا پرده بخریم وقتی رفتیم خونشون

خلاصه .. آماده شدیم رفتیم خونشون (سه ساعت طول کشید)خنثی

(ماشینمون بغل خونشون توی تعمیرگاه بود)

بعد که رفتیم مستقیم رستوران ایتالیایی که من خیییییییییییلی دوس دارم! مثل همیشه Italian Cold Cut گرفتم 

قبل ش رفتیم بستنی خوردیم http://www.millan.net/minimations/smileys/choclboxsmiley.gif ولی بادوم زمینی داشت! منم حساسیت دارم خفن! زودی رفتیم با شوشو CVS و این دارو رو خریدیم (+)

اومدیم خونشون . من و مامان شوشو رفتیم خرید پرده و چیزای جزءی

اینم واسه آشپزخونه گرفتم واسه مایع دست شویی (+) http://www.millan.net/minimations/smileys/aquariuss.gif

راستی تلوزیون داریم حالا! این هم بازی Wii که شوشو خرید (+) دیگه قرار شد مثل اوایل ازدواجمون جمعه شب ها بشینیم فیلم ببینیم با بستنی! هه هه

اینم یه خوشبو کننده س برای ماشین جدیدم (+) پشت آینه ی جلویی مثل گردنبند میندازمش خیلی خوشمله!!!!

الان یک صبحه فک کنم ساعت ۶ صبح راه می افتیم میریم خونه ی خودمون ایشالله

دیگه خبری نیس جز سلامتی :دی

دوست دارتون،

گلی جون ماچ

 

- فردا بگیرم بخوابم یا برم سر کار؟ هووووووم

- هنور هم اینترنت نداریم

- اینم خیلی جیگره خواهر کوچولوم برای مامانم خریده بود =) (+)

http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-04.gif

- دوشنبه شب ساعت ٩:٠٠ - ١٠:٣٠: هواسمون نبود ماشین رو فقل کردیم و همه ی کلید ها رو تو ماشین گذاشته بودیم! موبایل هم نداشتیم :| رفتیم در یکی از همسایه ها که برقشون روشن بود رو زدیم و شوشو رفت زنگ زد به یه جایی که بیان و در رو باز کنن . حالا میخوام فردا برم برای اون دخمله که گذاشت زنگ بزنیم و کمکمون کرد شیرینی یا بیسکوییت درست کنم و ببرم بهش بدم . خدا رو شکر همه چی به خوبی و خوشی گذشت :)

 

- اگه کسی من رو لینک کرده و لینک نشده بهم بگه پلیز نیشخند

 

   + × خانوم گلی × ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٢
comment نظرات ()

بیست و هشتمین بسته شکلات

همسفر زندگی م،

دوستت دارم مهربونم !

دلم انقدر برات تنگ شده ..

هی سعی میکنم به یاد روزهای نه خیلی شیرینمون بیفتم ..

ولی همه شون با بوسه و عشق تموم میشد. یادته؟ http://pic4ever.com/images/Vishenka_03.gif

همه ش میومدی بغلم میکردی بعد از بچه بازی هام .. نازم میکردی .. میبخشیدیم ..

چقدر سخته دوری از تو!

انگار قلبم رو کندن و ازم دور کردن ..

اینجا کنار مامان و بابا و خواهرها و داداشی خوش میگذره ها ...

ولی تو همیشه جات خالی ست تو قلبم :)

به امید دیدار هر چه زودترت و در آغوش گرفتنت

 

دوستدارت،

گلی جون

 

 

- موهام رو مشکی کردم! مشکی مشکی! چقدر احساس میکنم دوباره خودم شدم :) چه حس مطلوبی 

- رفتیم خرید با مامان و آبجی کوچولوها . کلی خوش گذشت! امیدوارم از بنفش خوشت بیاد شوشو جون :)

- تقدیم به عشقم:

سـلطان قلـبم تـو هـسـتی تـو هـسـتـی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی
با من پیوستی

اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بـر یـار دیـگر نـبـنـدم دلـم را
سـرشــارم از آرزو و تـمـنـا ای یار زیبا

 

   + × خانوم گلی × ; ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۳۱
comment نظرات ()

هجدهمین بسته شکلات


من تو دریای جنونت
دل دادم به آسمونت
بادبنمو سپردم
به نگاه مهربونت


امشب یه غذا درست کردم

خیلی خوشمزه ست ...
خیلی هم ویتامین داره! خوبی ش اینه

مواد لازم:
براکلی (+)
سس سوی (چینی)
سیر
زنجبیل
نمک فلفل (کمی)

سیر و کمی زنجبیل رو میذاری توی روغن زیتون تف میدیم
براکلی ها رو اذافه میکنیم  . و کمی نمک و فلفل
میذاریم سه دقه بپذه
بعدش سس سوی رو اضافه میکنیم  و برای یه دقه دیگه تف میدیم ...
همین!
اینم عکس ش (+)

من که خیلی خوشم اومد
در کنار یکمی سوشی (+) هم بهتر میشه

امروز رفتم مغازه ولی هیچ وسایل گلدوزی نتونستم بخرم
ولی یه دفتر خریدم که توش دستور آشپزی هایی که یاد میگیرم بنویسم (+)

پ ن : اینم چراغ خوشمله شوشو از دوران مجردی! (+) انقدره دوس ش دارم
پ ن : فیلم به دنبال خوشبختی رو دارم میبینم ... بهترین فیلم هست که ایران درست کرده تا حالا (+)
پ ن : اینم ساک های پر از لباس مون! (+)  وای چه خوبه که قراره یه ماه دیگه بریم خونه ی جدیدمون! یعنی خونه ی خونه که نیست .. ولی خوب آپارتمان جدیدمون

 ------------------------

خـــیلی بعد نوشت:  غمگینم . خدایا... کمک !

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٦
comment نظرات ()

چهاردهمین بسته شکلات

بوسه بر عکست زنم،
ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست،
اما شیشه ی عمر من است

بوسه بر مویت زنم،
ترسم که تارش بشکند
تار موی توست،
اما ریشه ی عمر من است…


یکشنبه:
رفتیم graduation برادر شوهر
یعنی ... این رفتن ما حکایتی بود ها
اولا که گفتن ساعت ۱۰ صبح شروع میشه
و ما اونوقت (ساعت ۹ صبح) در حال قدم زدن میبودیم
رفتیم خونه نون پنیر با گوجه و چای شیرین خوردیم http://www.pic4ever.com/images/bc9.gif
و بعدش شوشو باید درس میخوند برای امتحان امشب ش
خلاصه ...
یادتونه تو پست قبلی http://www.pic4ever.com/images/bb3.gif گفتم که پشه ها حمله کرده بودن به خونمون؟
این شوشو دست بر نمیداشت از سر کچل این پشه ها
از تو آشپزخونه صدای داد و فریاد ش سر پشه ها می اومد http://www.pic4ever.com/images/bl5.gif
هیچ وقت انقدر عصبانی و جدی ندیده بودمش !
من م هی میخندیدم
من خیلی میخندم! اصلا هم نمیدونم  چرا
بعدش که حسابی پشه کشت٬
رفت که درس بخونه که برادر شوهر زنگ زد گفت پاشین بیایی بریم رستوران
گفتن ما پشت درتون هستیم! http://www.pic4ever.com/images/bf5.gif
جاری م و برادر شوشو بزرگه و کوچیکه و مادر شوشو بودن پایین...
ماشین رو خیلی دور پارک کرده بودن واسه همین باید یه عالمه راه میرفتیم
وقتی بالاخره بهش رسیدیم .. 
رفتیم یه رستوران ایرانی ! http://www.pic4ever.com/images/bd1.gif خیلی غذاهاش خوب بود
همیشه اونجا مرغ میگیرم یا کباب یا فلافل
گفتیم ایندفعه یه چیز جدید بگیریم
ساندویچ بادمجون گرفتیم
و وقتی اومد شوشو انقدره خندید به ساندویچه!
انگاره یه قورباغه رو پرس کنی بین دوتا نون
خلاصه چاره ای نداشتیم جز خوردن ش دیه http://www.pic4ever.com/images/bg4.gif
بعد هم کل وقت حرف زدیم و اینا ....
تا اینکه ساعت ۳ شد و باید میرفتیم جشن دوم graduation برادر شوشو!
این سالن خالی ش هست (+)
من و شوشو رفتیم قبل از اینکه بریم اونجا٬
میز تلوزیونی که خریدیم برداشتیم و آوردیم خونه
بعد که رفتیم جشن graduation دیگه تموم شده بود!  
کلی ضایع شدیم ... http://www.pic4ever.com/images/be4.gif
من که رفتم خونه چون پاهام تو ی اون کفش های پاشنه بلند داغون شده بود
شوشو هم با داداش بزرگه ش رفتن میزهای دیگه ای که خریدیم آوردن خونه
مادر شوشو و جاری و برادر کوچیکه ی شوشو اومدن خونمون
هیچ چی هم آماده نکرده بودم ! http://www.pic4ever.com/images/bb5.gif
فقط نون خامه ای آوردم (بلژیکی) و بیسکوییت و یه عالمه چای (+)
من و شوشو که هفته ای یه بار چای میخوریم ولی ماشالله خانواده هامون ریکورد زدن http://www.pic4ever.com/images/bf3.gif
یکی دو ساعتی نشستیم و حرف زدیم و گفتیم و خندیدیم تا اینکه دیگه کم کم رفتن
ولی روز خوبی بود ...
صبح امروز اصلا خوب شروع نشد
اما کم کم بهتر و بهتر تر شد خدا رو شکر

راستی قرار بود برم یه دانشگاه دیگه ولی با شوشو مشورت کردم
و نظرم عوض شد واس همین میره اون یکی دیگه
اونجا هم میخوام چندتا کلاس موسیقی و نقاشی بردارم در کنار درس های رشته م
خدا کنه این دو سال آینده مثل برق به خوفی و خوشی با یه عالمه خاطره ی خوب بگذره
بگو ایشالله! http://www.pic4ever.com/images/bg4.gif

- وای چقدر این شکلک ها نانازی اند!
- کلاس تابستونی ها داره شروع میشه دیگه
  ولی خوبی ش اینکه میتونم ساعت و روز کلاسم رو به دلخواه خودم انتخاب کنم
  آخه تنها شاگردم . چه خفن! استادم  حاظر شد فقط واسه من کلاس بذاره http://www.pic4ever.com/images/bd5.gif
  نکه استادم سه ماه تعطیلی بیکار بود و من م بدجور دنبال این کلاس بودم (تحقیق) 
  مرسی خدا جون که جور شد!

 

 http://dl3.glitter-graphics.net/pub/1256/1256883ait0xs1cuy.gif

 

دوشنبه :

 امروز صبح (بعد از ظهر) از خواب بیدار شدم
هیچ انگیزه ای برای از جا بلند شدم نداشتم والا http://www.pic4ever.com/images/bc7.gif
شوشو که دانشگاه بید ..
منم گرفتم هی خوابیدم دیه
بعد که بلند شدم
واسه خودم پیتزا فوری درست کردم
خیلی خوشمزه بود جاتون خالی http://www.pic4ever.com/images/bb6.gif
و بعد هم یکمی فیلم دیدم و یه سایت پیدا کردم پر از کتاب واسه دانلود!
گذاشتم ش توی لینکدونی م حتما ببینینش
خلاصه ..
بعد شوشو گفت زود میاد چون باید بره آکواریوم میاره خونه
من از وقت گوشت چرخی  درست کردم (+) http://www.pic4ever.com/images/bc9.gif
امشب تاکو داشتیم !
خیلی غذای خوشمزه ای بود

بعد هم رفتیم خرید
یه شالی بود که حدود یه ماه پیش خریدم
و امشب پوشیدمش (+) خیلی خوشمله
پایین هاش مثل ستاره هست ... خیلی دوسش دارم
یه قابلمه واسه جاریم خریدیم (+)
و یه دست لیوان (+)
یه دست لیوان هم واسه خودمون خریدیم (+)
شب خوبی بود ... تقریبا (بیخیال)
و پودر صورتم تموم شده امروز بعد از حدود دو سال!
چقدر برکت داشت هه هه هه
برای همین رفتم پودر و رژ گونه خریدم (+) http://www.pic4ever.com/images/bb5.gif
ولی رژ گونه ش صورتی بی حاله (اصلا این اسم رنگ هست؟) ولی تو عکس قهوه ای افتاده :|
و حالا هم بعد از دو هفته کپک زدن تو خونه٬
فردا دیگه دارم میرم دانشگاه!
اونم صبح!!!
یه جورایی خوشالم http://www.pic4ever.com/images/bl8.gif
فک کنم پروژه م رو درباره ی عکاسی انجام بدم ...
حالا خبرش رو میدم

- احساس میکنم بعد از ازدواج خنگ تر شدم
- امروز تولد بابام هست .. انشالله ۱۰۰ ساله شی بابای عزیزم http://www.pic4ever.com/images/bb6.gif
- سوء تفاهم مزخرف ترین چیز دنیاست . نه؟!
- داستان آب زندگی رو خوندم . بعد از یه عمری یه داستان فارسی خوندم
   خیلی چسبید!

 


   + × خانوم گلی × ; ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٤
comment نظرات ()