ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

سی و پنجمین بسته شکلات

امروز روز اول دانشگام بود . یعنی دانشگاهه دانشگاه ها! نه کامیونیتی کالج دیگه نیشخند خیلی خوشال بودم . صبح ولی ساعت ٧ و نیم راه افتادم و ٨:۵٠ رسیدیم دانشگاه و ساعت ٩:١٠ تازه کلاس رو پیدا کردم خنثی حالا اونجوری نیگام نکن!

بعدش کلاس بعدیم فقط فیلم دیدیم! اون رو هم دیر رسیدم ۵ دقیقه چون ۵ کوچه پیایین تر بود خنثی . کلاس بعدیم رو ولی به موقع رسیدم و معلم نیومد (جمعه هم که دانشگاه نرفته بودم معلمه اصلا نیومده بود . هیچ خبری هم نداده تاحالا که میاد یا نه! ما رو الاف کرده) فکر کنم معلممون مُرده ابرو

قانون هم این هست که اگه معلم تا ١۵دقیقه بعد از شروع کلاس نیاد، همه میتونن پاشن و برن سر خونه زندگی شون . منم رفتم قسمت انتقال درس های دانشگاه . پرسیدم که بابا من که این کلاسا رو برداشتم چرا باید دوباره بردارم؟! خانومه مثل بوقلمون بود چشم نتونست کاری کنه . رفتم با شوشو چت کردم و گفت دوباره پاشو برو!  دوباره رفتم و ایندفه یکمی خانوم بوقلمون سعی خودش رو کرد! و بالاخره همه چی درست شد . یعنی اینکه تمام کلاسایی که الان دارم رو شاید اصلا لازم نیست بردارم! ببینیم چی میشه عینک اونطوری خوب میشه! چون زودتر مدرک لیسانس م رو میگیرم انشالله!

بعد هم کلاس زیست داشتم . معلمم خیلی جوون بود . کلاسه سقف ش ١٠٠ متر بالا بود! ترسناک بود یکمی نگران خیلی هم خسته کننده بود . بعد از کلاس قرار بود برم یه جا خرید کنم واسه کلاسام ولی گفتم بی خی خی و رفتم سوار ماشین شدم و اومدم خونه . و ۴ بار نزدیک بود تصادف کنم! خنثی ولی خوب خدا رو شکر چیزی نشد! الانم که بهش فکر میکنم یه جوری میشم .ساعت ۵ رسیدم خونه .

این خیابونی هست که من میرم برای یه ساعت و خورده ای (+)

اومدم خونه و با شوشو یکمی خوش گذروندیم و من خوابیدم تا ٩:٣٠ شب! بعدش شوشو پیتزا خرید قلب و یه فیلم کوچیک دیدیم و شوشو رفت (کار این چند روزش شده بازی کامپیوتری!) تا ساعت ٢ شب . بعد هم من دیگه حال حرف زدن نداشتم و گذاشتم بخوابه و منم دارم این پست رو مینویسم .

خلاصــــــــــــــــــــــــــه اینم از امروزم . خیلی روز جالبی بود . ولی واقعا کسی نبود که باهاش درد و دل کنم واسه همین اینجا نوشتم ......مرسی اگه خوندی!

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif

 

دستور پخت اون پای سیب که عکس ش رو تو متن پایینی گذاشتم

راستش من که خمیرش رو آماده خریدم ولی توی یه سایت پیدا کردم .

خمیر پای سیب:

آرد - ۵۰۰ گرم
کره - ۳۰۰ گرم ( یا روغن جامد ۲۵۰ گرم)
پودر قند - یک قاشق سوپخوری
شیر - یک فنجان
نمک - یک قاشق چایخوری

 

داخل پای سیب:

سیب نه خیلی نرم نه خیلی سفت ۶ پیمانه (سیب ها رو مثل این کوچک میکنیم (+))
شکر - من خیلی شکر میریزم! فک کنم ٣.۵- ۴ پیمانه شکر ریختم
آرد - دو قاشق غذا خوری
آبلیمو - یه قاشق غذا خوری
دارچین - یه قاشق چای خوری
نمک - خیلی کم!

 

آرد را در ظرفی بریزید,  سپس نمک و پودر قند و شیر را روی آرد بریزید و خوب هم بزنید, سپس کره را قطعه قطعه  کنید و وسط خمیر بریزید و خمیر را با کره خوب مخلوط کنید بطوریکه خمیر چسبندگی پیدا کند اما کش نیاید, این خمیر نباید زیاد ورز داده شود, فقط باید خمیر چسبندگی پیدا کندو قابل بازکردن باشد. وقتیکه خمیر آماده شد ،آن را در نایلون به مدت دوتا سه ساعت  بگذارید تا خمیر به اصطلاح ور بیاید .

وسایل داخل پای سیب رو با قاشق به هم میزنیم . بعد خمیر رو به دو قسمت میکنیم . یه قسمت رو میذارم روی ظرف (که قرار هست بذاریم توی فر . شیشه ای بهتره) قشنگ میذارم کف ظرف بشینه و یکمی هم از گوشه هاش بزنه بیرون بهتره. مواد داخل پای رو میریزیم توش . تیکه ی دیگه خمیر رو میذاریم روش (باریک باشه یکمی بهتره ولی نه خیلی هم باریک) . قشنگ که پهن شد روی مواد سیب مون . گوشه های خمیر بالا و پایین رو به هم میچسبونیم و با انگشت خمیر رو بالا و پایین ببرید .

روی چهار تا برش بزنین یا پنج تا . تا اینکه بخار بره از داخلش بیرون . میذاریمش توی فر روی درجه ی ۴٢۵ باری ۴٠-۴۵ دقیقه . و بعدش وقتی از فر برداشتین برای ٢ ساعت بذارینش کنار تا خنک بشه .

امیدوارم که درست کنین و خوشتون بیاد
نوش جونتون ماچ

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif


- یه سی دی زدم از شعر های قشنگ واسه راه دانشگاه م نیشخند

- دنیا رو بی تو نمیخوام یه لحظه / دنیا بی چشمات یه دروغ محضه

- یه فتو آلبوم هم تازه درست کردم . تو لینکام هست . خواستین یه سر بزنین

- نقاشی هایی که از سر بیکاری میکشم .. یعنی فقط دوس دارم برم دانشگاه نقاشی یاد بگیرم و بشینم تا آخر عمر نقاشی کتاب بچه ها رو بکشم! (+) (آبرنگ)

- اینم با شوشو درست کردیم (+) و اینم سفره ی ساده ی افطارمون (+)

- شوشو امروز کلی هوس این کرده بود خنده سر کلاس ش و اصلا هواس ش به درس نبوده . الهی فداش (+) واقعا آدامس خوبی بود . حتما بخرید :دی

- سوگل عزیزم! آره درست حدس زدی نیشخند امیدوارم شما هم پیش همسری ت زندگی خیلی شیرینی داشته باشی عزیز دلم! مرسی از حضورت . بازم بیا :)

 

- دوستای گلم!‌ تو رو خدا دعا کنین قضیه ی این کلاسای دانشگاهی من به خوبی و خوشی تموم بشه! تو رو خدا فراموشم نکنید تو دعاهاتون! ممنون میشم! بغل

 

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
comment نظرات ()

بیست و هشتمین بسته شکلات

همسفر زندگی م،

دوستت دارم مهربونم !

دلم انقدر برات تنگ شده ..

هی سعی میکنم به یاد روزهای نه خیلی شیرینمون بیفتم ..

ولی همه شون با بوسه و عشق تموم میشد. یادته؟ http://pic4ever.com/images/Vishenka_03.gif

همه ش میومدی بغلم میکردی بعد از بچه بازی هام .. نازم میکردی .. میبخشیدیم ..

چقدر سخته دوری از تو!

انگار قلبم رو کندن و ازم دور کردن ..

اینجا کنار مامان و بابا و خواهرها و داداشی خوش میگذره ها ...

ولی تو همیشه جات خالی ست تو قلبم :)

به امید دیدار هر چه زودترت و در آغوش گرفتنت

 

دوستدارت،

گلی جون

 

 

- موهام رو مشکی کردم! مشکی مشکی! چقدر احساس میکنم دوباره خودم شدم :) چه حس مطلوبی 

- رفتیم خرید با مامان و آبجی کوچولوها . کلی خوش گذشت! امیدوارم از بنفش خوشت بیاد شوشو جون :)

- تقدیم به عشقم:

سـلطان قلـبم تـو هـسـتی تـو هـسـتـی
دروازه های دلم را شکستی
پیمان یاری به قلبم تو بستی
با من پیوستی

اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بـر یـار دیـگر نـبـنـدم دلـم را
سـرشــارم از آرزو و تـمـنـا ای یار زیبا

 

   + × خانوم گلی × ; ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۳۱
comment نظرات ()

بیست و هفتمین بسته شکلات

سلام دوستای گلم! خوش اومدین به خونه ی جدید من و شوشو جونم نیشخند

تمام نوشته و نظرات رو اینجا منتقل کردم . کار سختی بود ها ولی واقعا از دوباره خوندن نظرات لذت بردم !

هر کی میخواد بگه که لینک کنیم! خوشال میشم قلب فداتون

 

- تا ١٠ روز دیگه شوشو رو میبینم . . الان از هم دوریم . من خونه ی مامان و بابام هستم  . کلی دلم براش تنگ شده ناراحت دلم میگیره .

روزی که از پیشم رفتی شوشو جونم، دلم گرفت . در رو قفل کردم و تختی که روش خوابیده بودی رو بو میکردم .. بوی عطر تو رو میداد . اشک تو چشام جمع شد . بد جوری بهت عادت کردم ...

دلم برات پر پر میزنه .. برای خنده های شیرینت، بوسه های مهربونت، و آغوش گرم و بازت دل شکسته

دلم فقط تو رو میخواد بغل جیگمل منی تو!

 

به امید روزای قشنگ زندگی

   + × خانوم گلی × ; ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٩
comment نظرات ()

بیست و سومین بسته شکلات

کی گفته من از موش میترسم؟
خو وقتی از جلو پام رد شد یه جیغی کشیدم ..
اون قضیه ش جداس
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش اومده بود خونمون!

(راستش نمیخواستم به کسی سر بزنم چون این مطلب اصلا قشنگ نیس! همینکه بگی موش اومده خونمون دیه .. )
از بس این آپارتمان مون آشغاله!
فقط اینجا رو گرفتیم چونکه نزدیک دانشگاه شوشو هست
وگرنه انگار پولی که بهشون میدیم هر ماه رو میریزیم تو جوب :|
خلاصه ...
من هم کم نیاوردم از آقا موشه
رفتم تمام وسایل آشپزخونه و اینا رو جمع کردم ریختم تو کارتون (+)
و دیدم برای چی اومده خونمون!
برای یه بسته آرد و رامن (+)
بگم خدا چه کارش نکنه! حالا فردا هم قرار هست از یه جایی بیان و خونمون رو چک کنن
تا ببینن اصلا اومده یا همه ش هزیون بوده .. و اگه واقعا اومده٬ چطوری اومده!
من که تمام آشپزخونه رو تی کشیدم و دستمال کشیدم و خالیِ خالی شده
این ۲ هفته هم که باید اینجا رو تحمل کنم٬
همه ش میخوام از بیرون غذا بخرم
اصلا نمیخوام دیگه اینجا غذا درست کنم
خیلی از این آپارتمان بدم میاد!
آپارتمان دیگه مون (که ایشالله میریم توش تا دو٬ سه هفته دیگه)
خیـــــــــــــــــلی بهتره! (+)
دو اتاق داره و یه حال بزرگ و آشپزخونه و این چیزا ...

خیلی ذوق زده م که برم اونجا رو قشنگ و شیک دکور کنم


چند شب پیش شوشو غذا درست کرد
ماهی Salmon (+)
ببخشین من هی عکس غذا میذارم!

دیشب هم رفتیم سینما فیلم Toy Story 3 رو سه بُعدی دیدیم
کلی خوش گذشت ! جاتون خالی
اینم بلیط هاش (+)

خبر خاص دیگه ای نیست دیگه ...
این هفته هم میریم خونه ی مادر و پدر شوشو چون روز پدره
بابای خودم که یه ایالت دیگه س و نمیشه رفت سر زد بهشون
ولی خوب یه هدیه دارم میخرم آنلاین براشون و میفرستم تا برسه اونروز

 

- همه چی خوبه

- شکلات میخوام و یه کیک انبه ای خامه ای!

- دلم هیجان میخواد ... 

اینم کیک بستنی که شوشو خرید خیلی وقت پیش چون تو یکی از دانشگاهایی که ثبت نام کردم قبول نشدم .. (+)  روش هم نوشته "ببخشین قبول نشدی :( "  ولی از دانشگاهی که سال دیگه قبول شدم خیلی راضی ام

- مازیار فلاحی (+)

- شوشو گفت میخواد اینجا رو آپ کنه! الهـــــــی!

بعد نوشت ها :

- این پروژه ی شیمی خیلی بد میگذره! اونهمه کار کردم (چهار ساعت) توی آزمایشگاهی که ۵۰ فرانهایت هست! یعنی یخچاله  حالا هم دیدم اونهمه کار همه ش رفت هوا! یعنی نباید میذاشتم رو ورق که خشک بشه پروتئین ها..همه ش جذب شد توی ورق ها و هیچی نموند!
چقدر ناراحتم!

- (۵شنبه) طوفان اومد شدید! تمام درخت ها افتاده بودن وسط خیابون . وحشتناک بود :|

 -(شنبه) خونه ی مامان و بابا ی شوشو هستم .. یکمی خسته کننده س .. خیلی تعارفی هستن! درست برعکس من! نمیدونم چکار کنم . کلّی دلم گرفته ...

- (۱شنبه) یه دعوای حسابی کردیم :| زندگی الان مزه ی شکلات تلخ میده .

- (۱شنبه شب ) همه چی به خوبی و خوشی گذشت و شب قبل از خواب:
من: دوستم داری?
شوشو: آره! حتی وقتی دعوا میکنیم بازم دوستت دارم
(لبخند)
خدا رو شکر !

http://dl4.glitter-graphics.net/pub/1390/1390394gdqb0c1s9j.gif

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢
comment نظرات ()