ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

بیست و ششمین بسته شکلات

من الان کلی ذوق زده م دلقک نیشخند

آخه بالاخره کلاس هام رو قبول کردند!

مجبور شدم همشون رو بندازم . ولی خوشالم! 

حالا فقط دوتا کلاس دارم برمیدارم

کلاس هایی که واقعا به رشته ی آینده م ربط دارن بالاخره! هه هه
معنی یکی از کلاسم هست ( ایکالاجی ) : "علم عادت وطرز زندگی موجودات و نسبت انها با محیط"  چه اسم طولانیی

اول مشاور درسی م گفت شاید نتونی بندازی شون و یه "w" میذارن روی کارنامه ت

یعنی اینکه کلاس رو دیر انداخی  ( روز آخر انداختن کلاس ۲ روز پیش بود) Smiley

کلی دعا خوندم و این چیزا .

به شوشو هم زنگ زدم و پیغام گذاشتم "شوشو من خیلی عصبانی ام!

شاید کلاسامرو نندازن و الکی تو کارنامه م این "w" های الکی رو بذارن . میدونی چقدر بد میشه برام؟" نگران

بعدش رفتم پیش رییس اصلی و اون گفت میتونی بندازی و هیچی تو کارنامه ت نمیاد ! کلی ذوق کردم! قوربون آقا هه هه 

الان یه هفته عقب م از این کلاسایی که تازه اضافه کردم .

آخه دانشگاه الان یه هفته و خورده ای هست که شروع شده . خدایا به امید تو

 

 

-قرار بود اگه واسه شوشو یه شعری رو که میخواست پیدا کنم٬ واسم یه کیک گنده بخره ! عاشق شرط بندی های شوشو ام من! ل و ل زبان

 

-وقتی رانندگی میکنم . آستین هام رو میزنم بالا تا آرنج و کولر رو کم کنم

و آلبوم رگ خواب یگانه رو میذارم و رانندگی میکنم با سرعت ۸۰  ..

یه حالی میده جاتون خالی

 

-یکمی این روزا با شوشو دعوایی هستیم . درست نمیدونم سر چی هست .

ولی رفع میشه ایشالله . به زودی نیشخند زبان

 

-دیشب رفتیم خونه ی جاریم .

یه کیک بزرگ توت فرنگی و خامه ای خریدیم برای داداش شوشو چونکه تفلدش بود . بد نبود :دی

 

-امشب هم که خونه ی مامان و بابای شوشو هستیم .

کلی باباش واسه م شیرینی و باقلوا و شکلات خریده بود تعجب

مامانش م ته چین درست کرد خوشمـــــــــــزه ها قلب

 

-این رو سحری تند تند  درست کردم دیروز! (+) خــــــــــــــیلی راحته .

فقط کلم براکلی و کلم (سفید) و هویچ رو تو روغن تف میدین با یکمی سیر و نمک و فلفل

بعدش هم بهش یکمی پنیر پیتزا اضافه میکنیم ... همین! نیشخند

 

-به همین زودی امتحان دارم . و هیچی هم نخوندم :|

این وبلاگ رو دیدم (+) انقدر دلم شکســـــــــــــــــــــــــــــــــــت ! خدا میدونه!

 

- امشب رفتیم مغازه با شوشو و مامان و باباش که بستنی بخریم .

شوشو هم هی من رو بغل میکرد از پشت یواشکی و مینداخت بالا جلوی همه! خجالت

بعضی وقتا فک میکنم باید وزن اضافه کنم تا دیگه نتونه از این شیطون بازی ها کنه!زبان

 

   + × خانوم گلی × ; ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٥
comment نظرات ()

سی و پنجمین بسته شکلات

امروز روز اول دانشگام بود . یعنی دانشگاهه دانشگاه ها! نه کامیونیتی کالج دیگه نیشخند خیلی خوشال بودم . صبح ولی ساعت ٧ و نیم راه افتادم و ٨:۵٠ رسیدیم دانشگاه و ساعت ٩:١٠ تازه کلاس رو پیدا کردم خنثی حالا اونجوری نیگام نکن!

بعدش کلاس بعدیم فقط فیلم دیدیم! اون رو هم دیر رسیدم ۵ دقیقه چون ۵ کوچه پیایین تر بود خنثی . کلاس بعدیم رو ولی به موقع رسیدم و معلم نیومد (جمعه هم که دانشگاه نرفته بودم معلمه اصلا نیومده بود . هیچ خبری هم نداده تاحالا که میاد یا نه! ما رو الاف کرده) فکر کنم معلممون مُرده ابرو

قانون هم این هست که اگه معلم تا ١۵دقیقه بعد از شروع کلاس نیاد، همه میتونن پاشن و برن سر خونه زندگی شون . منم رفتم قسمت انتقال درس های دانشگاه . پرسیدم که بابا من که این کلاسا رو برداشتم چرا باید دوباره بردارم؟! خانومه مثل بوقلمون بود چشم نتونست کاری کنه . رفتم با شوشو چت کردم و گفت دوباره پاشو برو!  دوباره رفتم و ایندفه یکمی خانوم بوقلمون سعی خودش رو کرد! و بالاخره همه چی درست شد . یعنی اینکه تمام کلاسایی که الان دارم رو شاید اصلا لازم نیست بردارم! ببینیم چی میشه عینک اونطوری خوب میشه! چون زودتر مدرک لیسانس م رو میگیرم انشالله!

بعد هم کلاس زیست داشتم . معلمم خیلی جوون بود . کلاسه سقف ش ١٠٠ متر بالا بود! ترسناک بود یکمی نگران خیلی هم خسته کننده بود . بعد از کلاس قرار بود برم یه جا خرید کنم واسه کلاسام ولی گفتم بی خی خی و رفتم سوار ماشین شدم و اومدم خونه . و ۴ بار نزدیک بود تصادف کنم! خنثی ولی خوب خدا رو شکر چیزی نشد! الانم که بهش فکر میکنم یه جوری میشم .ساعت ۵ رسیدم خونه .

این خیابونی هست که من میرم برای یه ساعت و خورده ای (+)

اومدم خونه و با شوشو یکمی خوش گذروندیم و من خوابیدم تا ٩:٣٠ شب! بعدش شوشو پیتزا خرید قلب و یه فیلم کوچیک دیدیم و شوشو رفت (کار این چند روزش شده بازی کامپیوتری!) تا ساعت ٢ شب . بعد هم من دیگه حال حرف زدن نداشتم و گذاشتم بخوابه و منم دارم این پست رو مینویسم .

خلاصــــــــــــــــــــــــــه اینم از امروزم . خیلی روز جالبی بود . ولی واقعا کسی نبود که باهاش درد و دل کنم واسه همین اینجا نوشتم ......مرسی اگه خوندی!

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif

 

دستور پخت اون پای سیب که عکس ش رو تو متن پایینی گذاشتم

راستش من که خمیرش رو آماده خریدم ولی توی یه سایت پیدا کردم .

خمیر پای سیب:

آرد - ۵۰۰ گرم
کره - ۳۰۰ گرم ( یا روغن جامد ۲۵۰ گرم)
پودر قند - یک قاشق سوپخوری
شیر - یک فنجان
نمک - یک قاشق چایخوری

 

داخل پای سیب:

سیب نه خیلی نرم نه خیلی سفت ۶ پیمانه (سیب ها رو مثل این کوچک میکنیم (+))
شکر - من خیلی شکر میریزم! فک کنم ٣.۵- ۴ پیمانه شکر ریختم
آرد - دو قاشق غذا خوری
آبلیمو - یه قاشق غذا خوری
دارچین - یه قاشق چای خوری
نمک - خیلی کم!

 

آرد را در ظرفی بریزید,  سپس نمک و پودر قند و شیر را روی آرد بریزید و خوب هم بزنید, سپس کره را قطعه قطعه  کنید و وسط خمیر بریزید و خمیر را با کره خوب مخلوط کنید بطوریکه خمیر چسبندگی پیدا کند اما کش نیاید, این خمیر نباید زیاد ورز داده شود, فقط باید خمیر چسبندگی پیدا کندو قابل بازکردن باشد. وقتیکه خمیر آماده شد ،آن را در نایلون به مدت دوتا سه ساعت  بگذارید تا خمیر به اصطلاح ور بیاید .

وسایل داخل پای سیب رو با قاشق به هم میزنیم . بعد خمیر رو به دو قسمت میکنیم . یه قسمت رو میذارم روی ظرف (که قرار هست بذاریم توی فر . شیشه ای بهتره) قشنگ میذارم کف ظرف بشینه و یکمی هم از گوشه هاش بزنه بیرون بهتره. مواد داخل پای رو میریزیم توش . تیکه ی دیگه خمیر رو میذاریم روش (باریک باشه یکمی بهتره ولی نه خیلی هم باریک) . قشنگ که پهن شد روی مواد سیب مون . گوشه های خمیر بالا و پایین رو به هم میچسبونیم و با انگشت خمیر رو بالا و پایین ببرید .

روی چهار تا برش بزنین یا پنج تا . تا اینکه بخار بره از داخلش بیرون . میذاریمش توی فر روی درجه ی ۴٢۵ باری ۴٠-۴۵ دقیقه . و بعدش وقتی از فر برداشتین برای ٢ ساعت بذارینش کنار تا خنک بشه .

امیدوارم که درست کنین و خوشتون بیاد
نوش جونتون ماچ

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif


- یه سی دی زدم از شعر های قشنگ واسه راه دانشگاه م نیشخند

- دنیا رو بی تو نمیخوام یه لحظه / دنیا بی چشمات یه دروغ محضه

- یه فتو آلبوم هم تازه درست کردم . تو لینکام هست . خواستین یه سر بزنین

- نقاشی هایی که از سر بیکاری میکشم .. یعنی فقط دوس دارم برم دانشگاه نقاشی یاد بگیرم و بشینم تا آخر عمر نقاشی کتاب بچه ها رو بکشم! (+) (آبرنگ)

- اینم با شوشو درست کردیم (+) و اینم سفره ی ساده ی افطارمون (+)

- شوشو امروز کلی هوس این کرده بود خنده سر کلاس ش و اصلا هواس ش به درس نبوده . الهی فداش (+) واقعا آدامس خوبی بود . حتما بخرید :دی

- سوگل عزیزم! آره درست حدس زدی نیشخند امیدوارم شما هم پیش همسری ت زندگی خیلی شیرینی داشته باشی عزیز دلم! مرسی از حضورت . بازم بیا :)

 

- دوستای گلم!‌ تو رو خدا دعا کنین قضیه ی این کلاسای دانشگاهی من به خوبی و خوشی تموم بشه! تو رو خدا فراموشم نکنید تو دعاهاتون! ممنون میشم! بغل

 

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
comment نظرات ()

سی و چهارمین بسته شکلات

تقدیم به بهترین شوشو دنیا! قلب عاشقتم عزیز دلم ! مرسی برای همه چیز ... عاشقانه دوستت دارم مهربونم:

جز تو کی می تونه عزیز من باشه ، کی می تونه تو قلب من جا شه
مگه می شه مثل تو پیدا شه ، همه چیزم  وای عزیزم

جز من کی واسه دیدن تو حریصه ، اسم تو رو قلبش می نویسه
گونه هاش از ندیدنت خیسه ، همه چیزم ، وای عزیزم …

تو نباشی بی قرارم ، بد می بینم ، بد می آرم
بی تو من … حس ندارم ، سر به زیرم ، گوشه گیرم ، کاش بمیرم …
بی تو من … همه چیزم ، آی عزیزم … همه چیزم

خواننده : محمد علیزاده
موزیک : میلاد ترابی

 

 

شده تا حالا همینطوری تو فیس بوک بچرخین از بیکاری و یوهو صفحه های کسایی رو پیدا کنی که ٨ ساله ندیدیشون؟! یعنی من صفحه ی این دختره رو پیدا کردم که همیشه فکر میکردم خیلی پررو بود http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_wacko.gif خیلی سعی میکردم اطرافش نباشم از اونا بودا . خلاصه تازه صفحه ش رو پیدا کردم و دیدم که یه پسر هم داره! آقا باید من رو میدیدی! دوتا شاخ بزرگ رو سرم کاشته شد! ل و ل . امیدوارم شاد باشه به هر حال http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_sigh.gif

 

بعد صفحه ی این پسره رو پیدا کردم که ٨-٩ سال پیش بابام بهش گفته بود یکمی هوام (حوام؟!) رو داشته باشه چون تازه اومده بودم اون مدرسه http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_mad.gif یادمه من هر روز کتاب میبرم سر ایستگاه اتوبوس میخوندم و اونم شروع کرد این کار رو! اونوقت ١۴ سالمون بود . منم هیچوقت نمیرفتم طرفش . آخه نمیخواستم احساس کنه خیلی واسه خودش آدمه . خلاصه صفحه ش رو پیدا کردم . یه ریــــــــــــــــــــــش بلندی گذاشته! http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/laugh4.gif همون رشته ی اول شوشو رو خونده بود (مهندس) . فکر کنم داره داماد هم میشه تازه . خیلی جالب بود برام !خوش بخت بشه .

*خدا خیر بده فیس بوک رو http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/biggrin.gif حداقل میشه یکمی فضولی کرد تو زندگی مردم باهاش!

 

من و شوشو یه رسمی داشتیم سال اول زندگی مون . این بود که گل میخریدیم هر هفته (+) . یادش بخیر ... (میدونین گل خشک توش قارچ درست میشه و واسه شُش ها بده ) * گلی دکتر میشود!

اینم pie سیب هست که خیلی وقت پیش درست کرده بودم . تازه عکس ش رو پیدا کردم (+) نیشخند

اینم نقاشی خواهر کوچولوم (+) الهی فداش! انقدره دلم واسشون تنگ شده...

 

 

- با شوشو رفتیم دانشگاه جدیدم! وای خدا به دادم برسه .. بعدا بیشتر توضیح میدم http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/umnik2.gif 

- با مامان و بابای شوشو یکمی قهرم . الان ٢ هفته س بهشون زنگ نزدم http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/shout.gif میدونم سر چی بود ... و واقعلا تغصیر من نبود ها :|

- رفتم دکتر چشم و کلی پول دادم ..بعدش اومدم تو ماشین و شوشو داره ماشین رو میگرده که یوهو عینک م رو پیدا میکنه!!!! کلی ناراحت شدم که پول الکی دادم واسه هیچی .. البته الان شماره ی چشمام مثل هم شدن خجالت (لنز گرفتم و دوتا عینک!)

 

*اگه دارین من رو توی فیس بوک Add (سمت چپ) میکنین لطفا هویت وبلاگی من رو بر ملا نکنین ... چون اونجا کسی این آدرس رو نداره و دوس ندارم دست کسی بیفته . مرسی http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_in_love.gif

 

- میخواستم این ترم نرم دانشگاه ولی نظرم عوض شد و ایشالله میرم و سعی م رو میکنم قلب

 

   + × خانوم گلی × ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٤
comment نظرات ()

بیست و سومین بسته شکلات

کی گفته من از موش میترسم؟
خو وقتی از جلو پام رد شد یه جیغی کشیدم ..
اون قضیه ش جداس
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش اومده بود خونمون!

(راستش نمیخواستم به کسی سر بزنم چون این مطلب اصلا قشنگ نیس! همینکه بگی موش اومده خونمون دیه .. )
از بس این آپارتمان مون آشغاله!
فقط اینجا رو گرفتیم چونکه نزدیک دانشگاه شوشو هست
وگرنه انگار پولی که بهشون میدیم هر ماه رو میریزیم تو جوب :|
خلاصه ...
من هم کم نیاوردم از آقا موشه
رفتم تمام وسایل آشپزخونه و اینا رو جمع کردم ریختم تو کارتون (+)
و دیدم برای چی اومده خونمون!
برای یه بسته آرد و رامن (+)
بگم خدا چه کارش نکنه! حالا فردا هم قرار هست از یه جایی بیان و خونمون رو چک کنن
تا ببینن اصلا اومده یا همه ش هزیون بوده .. و اگه واقعا اومده٬ چطوری اومده!
من که تمام آشپزخونه رو تی کشیدم و دستمال کشیدم و خالیِ خالی شده
این ۲ هفته هم که باید اینجا رو تحمل کنم٬
همه ش میخوام از بیرون غذا بخرم
اصلا نمیخوام دیگه اینجا غذا درست کنم
خیلی از این آپارتمان بدم میاد!
آپارتمان دیگه مون (که ایشالله میریم توش تا دو٬ سه هفته دیگه)
خیـــــــــــــــــلی بهتره! (+)
دو اتاق داره و یه حال بزرگ و آشپزخونه و این چیزا ...

خیلی ذوق زده م که برم اونجا رو قشنگ و شیک دکور کنم


چند شب پیش شوشو غذا درست کرد
ماهی Salmon (+)
ببخشین من هی عکس غذا میذارم!

دیشب هم رفتیم سینما فیلم Toy Story 3 رو سه بُعدی دیدیم
کلی خوش گذشت ! جاتون خالی
اینم بلیط هاش (+)

خبر خاص دیگه ای نیست دیگه ...
این هفته هم میریم خونه ی مادر و پدر شوشو چون روز پدره
بابای خودم که یه ایالت دیگه س و نمیشه رفت سر زد بهشون
ولی خوب یه هدیه دارم میخرم آنلاین براشون و میفرستم تا برسه اونروز

 

- همه چی خوبه

- شکلات میخوام و یه کیک انبه ای خامه ای!

- دلم هیجان میخواد ... 

اینم کیک بستنی که شوشو خرید خیلی وقت پیش چون تو یکی از دانشگاهایی که ثبت نام کردم قبول نشدم .. (+)  روش هم نوشته "ببخشین قبول نشدی :( "  ولی از دانشگاهی که سال دیگه قبول شدم خیلی راضی ام

- مازیار فلاحی (+)

- شوشو گفت میخواد اینجا رو آپ کنه! الهـــــــی!

بعد نوشت ها :

- این پروژه ی شیمی خیلی بد میگذره! اونهمه کار کردم (چهار ساعت) توی آزمایشگاهی که ۵۰ فرانهایت هست! یعنی یخچاله  حالا هم دیدم اونهمه کار همه ش رفت هوا! یعنی نباید میذاشتم رو ورق که خشک بشه پروتئین ها..همه ش جذب شد توی ورق ها و هیچی نموند!
چقدر ناراحتم!

- (۵شنبه) طوفان اومد شدید! تمام درخت ها افتاده بودن وسط خیابون . وحشتناک بود :|

 -(شنبه) خونه ی مامان و بابا ی شوشو هستم .. یکمی خسته کننده س .. خیلی تعارفی هستن! درست برعکس من! نمیدونم چکار کنم . کلّی دلم گرفته ...

- (۱شنبه) یه دعوای حسابی کردیم :| زندگی الان مزه ی شکلات تلخ میده .

- (۱شنبه شب ) همه چی به خوبی و خوشی گذشت و شب قبل از خواب:
من: دوستم داری?
شوشو: آره! حتی وقتی دعوا میکنیم بازم دوستت دارم
(لبخند)
خدا رو شکر !

http://dl4.glitter-graphics.net/pub/1390/1390394gdqb0c1s9j.gif

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢
comment نظرات ()

بیست و یکمین بسته شکلات

دیشب خیلی خوش گذشت!
یوهو شوشو پرسید میخوای بریم "آی هاپ"
آی هاپ یه رستوران هست که ۲۴ ساعته بازه و همیشه صبحانه میفروشه
اونوقت ساعت ۱۱ شب بود و قدم میزدیم و برای اولین بار رفتیم دعای کمیل

شوشو : بیا بریم خونه دوربین رو بیاریم و عکس بگیریم اونجا
من : چرا؟
شوشو : که بتونی بذاری تو بلاگ شکلاتی مون
فدای شوشو فهمیده !

دوربین رو برداشتسم و عکس گرفتیم از هم کلی
و در همون حالی که منتظر نشسته بودیم٬
اون دختری که توی دعای کمیل بود را دیدیم ولی بی حجاب
کلی شکّه شدیم و خندیدیم و این چیزا ...
این عکس شام/صبحانه من و شوشو (+) (+)
این هم دیگه بشقاب خالی شوشو (+)  و من (+)
خیلی بهمون خوش گذشت !


شب هم خوابیدیم و .. ولی من یه خواب بد دیدم
صبح نفس زنان از خواب بیدار شدم و شوشو کلی نگران بود
خواب چرتی بود!
انقدره بدم میاد از خواب های بد :| (کی خوشش میاد؟)
دیگه خوب شدم
مرسی شوشو که پیشم بودی ..
گرچه مجبور شدی دیر بری سر کار یکمی
موفق باشی عزیز دلم


سه روز پیش:(شیرینی فروشی)


شوشو: خوب گلی دیگه زود انتخاب کن!
من:
شوشو: فکر کن دیگه تا شش ماه دیگه قرار نیس شیرینی بخری ها . پس یکی خوب ش رو انتخاب کن
من: شش ماه؟ چـــــــــــــه خبره شوشو؟؟ تو که میدونی من خیلی شیرینی دوس دارم
شوشو:
من : در حال تماشای شیرینی های رنگارنگ
شوشو: خو ببین بیا یه کاری کنیم..من میرم اونطرف سبزی ها رو میخرم و میوه ها رو از وقت تو اینجا شیرینی ت رو انتخاب کن
من: مــــــــرسی گلم! باشه خوبه

شوشو در حال خرید سبزی و میوه و من هم تمام شیرینی فروشی رو متر کردم صد بار و بالاخره یه چیزی برداشتم . یه شیرینی هویج با کرم ایتالیایی . که یادم رفت بذارمش تو یخچال شب ش برا همین کرم ش ترش شده بود!


(دیشب که دوباره رفتیم مغازه٬ قسمت شیرینی فروشی)


من: ببین اون کیک هویج حساب نبود ها! کرم ش ترش شده بود :|
شوشو: راس میگی .. بیا بریم یه خوبشو بگیریم
من: واقعا؟
شوشو:  اوهوم!


و این رو خریدیم (+) و با چای (+) ایرلندی خوردیم
مرجان راس میگه ها! من همه ش درباره ی غذا مینویسم!
ولی خوب هر کی منو میبینه ازم میپرسه تو اصلا غذا میخوری دختر؟
فکر میکنن همه باید توپولی باشن تا سالم باشن!
به نظر من هر کی هرجور که هست خوبه! و باید قبول ش داشت!


چند وقت پیش قورمه سبزی درست کردم برای اولین بار
و اولین باری هم بود که درست نمک و فلفل و آبلیمو داشت غذام :دی
اینم عکس ش (+)  (+) البته با برنج سبوس داره


این روزا خیلی خوبه ...
شوشو میره سر کار و من هم میرم سر کار و آزمایشگاه
و وقتی ساعت ۶ یا ۵ میاییم خونه٬ هیچ کاری نداریم ! دیگه کتاب نباید بگیریم دستمون
و دیگه لازم نیس بشینیم ساعت ها درس بخونیم
چقدر این زندگی رو دوست دارم !
تازه چند شب پیش داشتیم با هم فیفا میدیدم و از اینا (+) میخوردیم


این کرم رو هم خریدم (+) خدا کنه خوب باشه!
اصلا تو کرم خریدن شانس ندارم
یعنی هیچ وقت براش وقت نمیذارم
تازه دیشب تا ساعت ۱۲:۱۰ بامداد داشتیم با کلاه گیس های مغازه ور میرفتیم
تا اینکه یوهو به خودم اومدم و دیدم ساعت چنده و یادم افتاد شوشو فردا باید بره سر کار صبح!
زود دستش رو گرفتم و گفتم بیا بریم بابا فردا کار داری
اصلا هم به روی خودش نمیاورد که ! 

 

چند تا عکس دیگه:

* این دست بندی هست که مادر شوشو از مکه برام خرید چند هفته پیش (+) مرسی!!!

* و این عطری هست که شوشو بهم داد شب سوّم یا دوّم زندگی مون (+) انقدره خوبه بوش! اگه خواستین عطر بگیرین این رو توصیه میکنم بگیرین (L'EAU D'ISSEY A DROP OF CLOUD Perfume)

* دوست دارم اینجا رو مشکی کنم و نوشته هام رو رنگارنگ!

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢۸
comment نظرات ()

هجدهمین بسته شکلات


من تو دریای جنونت
دل دادم به آسمونت
بادبنمو سپردم
به نگاه مهربونت


امشب یه غذا درست کردم

خیلی خوشمزه ست ...
خیلی هم ویتامین داره! خوبی ش اینه

مواد لازم:
براکلی (+)
سس سوی (چینی)
سیر
زنجبیل
نمک فلفل (کمی)

سیر و کمی زنجبیل رو میذاری توی روغن زیتون تف میدیم
براکلی ها رو اذافه میکنیم  . و کمی نمک و فلفل
میذاریم سه دقه بپذه
بعدش سس سوی رو اضافه میکنیم  و برای یه دقه دیگه تف میدیم ...
همین!
اینم عکس ش (+)

من که خیلی خوشم اومد
در کنار یکمی سوشی (+) هم بهتر میشه

امروز رفتم مغازه ولی هیچ وسایل گلدوزی نتونستم بخرم
ولی یه دفتر خریدم که توش دستور آشپزی هایی که یاد میگیرم بنویسم (+)

پ ن : اینم چراغ خوشمله شوشو از دوران مجردی! (+) انقدره دوس ش دارم
پ ن : فیلم به دنبال خوشبختی رو دارم میبینم ... بهترین فیلم هست که ایران درست کرده تا حالا (+)
پ ن : اینم ساک های پر از لباس مون! (+)  وای چه خوبه که قراره یه ماه دیگه بریم خونه ی جدیدمون! یعنی خونه ی خونه که نیست .. ولی خوب آپارتمان جدیدمون

 ------------------------

خـــیلی بعد نوشت:  غمگینم . خدایا... کمک !

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٦
comment نظرات ()

هفدهمین بسته شکلات

الان چهار صبح روز شنبه٬ ۵ جون هست ... الان دو روز هست دارم یه رمان ژاپنی رو میخونم
خیلی دوست داشتنی ولی غمگینه  واقعا دو٬ سه جاش گریه کردم :|
اسمش هست :six recods of a floating life (+)
و دارم یه رمان فارسی هم میخونم به نام بامداد خمار (+) 
لینک دانلودش توی لینک های وبلاگم هست .
اونم قشنگه!

میخوام فردا برم یه سری وسایل گلدوزی یا ...  ورق و این چیزا بخرم
و بشینم یکمی از وقتم درست استفاده کنم
آخه انگار وقتم رو میریزم تو چاه این روزا

امروز شوشو اومد خونه و کلی من رو از بی حالی و بد اخلاقی در آورد
مرسی که انقدر صبوری عزیزم
امشب هم استیک درست کردم مدل چینی (سوی سس و شکر) و خروش هندی
یه آرایش زرد و سبز و مشکی هم کردم
قشنگ شد!
و دو قسمت آخر مرد هزار چهره رو هم دیدیم
یعنی من که سومین بار بود میدیدم ولی به احترام شوشو یه بار دیگه هم دیدیم
مهران مدیری واقعا نابغه ست!

- این پروژه ی شیمی سخته . اصلا نمیفهمم چه خبره
- بعد نوشت: مرسی شوهر مهربونم که درست زدی تا برای من خنگ درسم رو توضیح بدی!

چیز خاصی توی ادامه ی مطلب نیست٬ ولی خوب با رمز قبلی هست

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٥
comment نظرات ()

شانزدهمین بسته شکلات

توی اوج بی کسی هام,
دلواپسی هام,
یاوری از غیب رسید به فریاد
شکر خدایی که تورو به من داد :)


سلام دوستای گلم =)
من از بیکاری هی قالب وبلاگ درست میکنم  شما از بیکاری چه کار میکنید؟!

میگم ها٬
نمیدونم styrofoam به فارسی چی میشه
ولی خوب این شکلی هست (+)
گذاشتمش رو گاز مون
و اصلا حواسم نبود که باید گاز بالایی رو روشن میکردم!
زیر این ظرف رو روشن کردم!
یوهو همه ش رو شعله های آبی و نارنجی گرفت
من این شکلی شده بودم: http://www.pic4ever.com/images/frantic.gif
اصلا نمیدونستم چی کار کنم
همونطور ظرف رو انداختم تو دستشور
شوشو اونوقت داشت ظرف میشست
بیچاره غذاش ... http://www.pic4ever.com/images/2lxwef8.gif
بعد هم دیگه مرغ درست کردم
خیلی خوشمزه شد در عوض
ولی خیلی از کاری که کردم ناراحت بودم
شوشو هی میگه ناراحت نباش اشکال نداره! http://www.millan.net/minimations/smileys/consoling2.gif
اگه ناراحت باشی منم ناراحت میشم اونوقت باید بریم لباس سیاه بپوشیم
و بریم بیرون خونه سینه زنی برای برنج و ماهی که از دست رفت
خلاصه ...
تصمیم گرفتم برم شیرین نارگیلی درست کنم
تو اون هم گند زدم!
یعنی خوشمزه شد ولی اصلا خوشگل نشد http://www.moppo.net/anisigns/signer/mad/mad.gif
با فاصله هم چیدم ها (+) ولی همه ش تو ظرف به هم چسبید
شد مثل گُل
با چای خوردیم


دیگه دیگه ..........
این روزا شوشو تا ساعت ۸ یا ۹ تو دانشگاهه
منم شب ها مثل جغد بیدارم و ظهر میخوابم تا ۵ و ۶
خیلی برنامه ی خوابم داغونه

دانشگاه هم میگذره٬
قرار شد که واسه پروژه م مقدار پروتین گوشت و حبوبات رو با هم مقایسه کنم
خواستم ویتامین c رو پیدا کنم در آب پرتغال های مختلف ولی گفت خیلی راحته http://www.pic4ever.com/images/2mpe5id.gif
و خوبه یه پروژه ی سخت تر انجام بدم

این کتاب (+) رو خیلی دوست دارم http://www.pic4ever.com/images/129fs370785.gif
طرز فکر بودایی ها هست ... ولی خیلی یاد  گرفتنش توی زندگی م تاثییر خوب داشت
یاد میده که زندگی همه ش میگذره و نباید خیلی جدی ش گرفت http://www.pic4ever.com/images/129fs370785.gif
که نباید حتی از شوهر خودمون هم انتظار داشته باشیم
همه رو همینطور که هست باید قبول کرد
و همه ی گذشته ها رو باید بیخیال شد آخه دیگه گذشته و نمیشه که برگردونیمشون
از این چیزا دیه ..

- مرسی ناتاشا خانم برای تسبیح (+) قشنگی که خریدین برا من و شوشو جون  

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن : من این کلاس "ذن" که عکس کتاب ش رو بالا گذاشتم رو ترم قبلی برداشتم http://www.millan.net/minimations/smileys/luvvyasmiley.gif
کلاس فلسفه بود .. فلسفه ی شرق
باورم نمیشه چقدر همتون ازش استقبال کردین!
فکر کنم یه روز بشینم و ترجمه ش کنم به فارسی حالا که اینطور شد!
خیلی گشتم اینترنت رو
و خیلی کتاب ها درباره ی "ذن" فروخته میشه در ایران انگاری...
ولی کتابی بگیرین که درباره ی زندگی به طریق ذن باشه  اونا خوبن
این چندتا سایت هست که میتونید یکمی با این طرز فکرش آشنا بشین
خیلی جالبه و مطمنم خیلی زندگی تون رو قشنگ تر میبینید وقتی درست باهاش آشنا بشین:

ذن در ویکیپیدیا (+)
مغرور نشدن در ذن (+)
باغ های شنی در مکتب ذن (+)
فکر نکردن به نتیجه در ذن (+)
مراقبه ذن مدیتیشن (+)
خشم بدون عمل در ذن (+)
ذن و زندگی در زمان حال (+)
فکر نکردن در ذن (+)
تنفس در آیین ذن (+)


 پ ن ۲:  لینک فوتوبلاگم رو گذاشتم تو لینک ها. بیکار شدین یه سر بزنین http://www.millan.net/minimations/smileys/wavesmile.gif
پ ن ۳ : الان درست ۲۴ ساعت هست نخوابیدم http://www.moppo.net/anisigns/signer/doh/doh.gif و باید تا ۳ ساعت دیگه برم سر کار!
خدا به دادم برسه
پ ن ۴ : امروز پنج شنبه ست . دیشب با یه خواب وحشتناک از خواب پریدم . . خیر باشه :|

   + × خانوم گلی × ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٢
comment نظرات ()

پانزدهمین بسته شکلات

 

http://nightmelody.com/gallery/thumbnails/LARGE_nightmelody-com-0915.jpg


جمعه:

کنارم بخواب و
به دورم بتاب و
از این لب بنوش
چو تشنه که آب وگل آتشی تو
حرارت منم من
که دیوانه ی بی قرارت منم من

خدا دوست دارد لبی که ببوسد
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم
نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

بخواب آرام پیش من
لبت را بر لبم بگذار
مرا لمسم و کن و دل را
به این عاشق ترین بسپار بخواب آرام پیش من
منی که بی تو میمیرم
لبت را بر لبم بگذار
که جان تازه میگیرم

ســــــــــــلام
امروز یه غذایی درست کردم که واقعا به طور عجیبی خوب در اومد
خودم هنوز در عجبم
گفتم اینجا طرز پخت ش رو بنویسم
ما که حسود نیستیم گفتیم چن نفر دیگه هم استفاده کنن خو
خوبی این غذا اینکه میتونین توش خیلی کم روغن و پنیر بریزین تا چربی ش زیاد نباشه
و پر هست از ویتامین های مختلف!

مواد لازم:
قارچ
پیاز
براکلی
کدو
فلفل دلمه
سیر
اسفناج (یخزده یا تازه فقط خیلی خورد شده باشه)
لازانیا
شیر
آرد
دو قاشق روغن زیتون
نمک و فلفل

قبل از همه چیز فر رو بذارین روی درجه ی ۳۷۵

اول از همه یه پیاز خورد کردم با ۳ حبّه کوچیک سیر و براکلی (
+) یه پیمانه و یه کدوی بزرگ
این ها همه رو کوچیک خورد میکنیم
قارچ هم کنسروی داشتم و فلفل دلمه ی ریز شده
این ها رو هم زدم و گذاشتم روی شعله
و دو قاشق روغن زیتون بهش اضافه میکنیم
این رو میذارین ۱۵ دقه تف بخوره

در کنارش باید لازانیا ها رو بریزین توی قابلمه برای ۱۰ دقیقه
تا نرم بشن یکمی

توی یه لیوان نصف پیمانه آرد بریزین و ۳ پیمانه شیر
و خوب این رو بهم بزنین و بزارین رو شعله ی متوسط
بهش نصف قاشق چای خوری نمک اضافه کنین و یکمی فلفل سیاه
این رو خوب بهم بزنین
پنیر پیتزا یا لازانیا (نصف پیمانه یا بیشتر) رو اضافه کنین کم کم
اسفناج فیریز شده یا تازه رو هم خورد کنین بریزین توش
خیلی اسفناج نریزین . مثلا سه چهارم پیمانه بسّه
همینطور بذارین روی شعله ی کم تا بپزه تا پنیرش سفت نشه

حالا ...
لازانیا ها که نرم شدن رو آبکش کنین و بذارین توی ظرفی که میخوایین بذارین توی فر
یه لایه ش رو بچینین
روش از مخلوط سبزیجات بریزین ... و یکمی پنیر لازانیا / پیتزا
دوباره یه سری دیگه لازانیا بچینین
و دوباره همین کار رو انجام برای یه بار دیگه
هر چی بیشتر پنیر بریزین خوشمزه تر میشه ولی خوب چربی ش هم بیشتر میشه دیه
و در آخر اون مواد اسفناجی که درست کردیم رو بریزین روی مواد
خیلی خوشمل میشه و خوشمزه!

حالا بذاریدش توی فر برای ۳۰ ساعت در درجه ی ۳۷۵
نوش جون!



اینم عکسش (+) و (+)

- این رومیزی خونه ی ما مثل رومیزی های رستورانا می مونه  حداقل تمیز کردن ش انقدره راحته  چون من تمام کارام رو روی این میز انجام میدم . . علاقه ی شدیدی دارم بهش  
ولی تا یکی دو ماه دیگه که خونه عوض میکنیم هم میز مون رو عوض میکنیم و هم رومیزی رو
فک کنم رومیزی آبی روشن بگیرم ... هــــــــــوم ...

این کارتون ها (+) رو هم گرفتیم برای اینکه ظرف ها و وسایل ها رو pack کنم و کم کم جا به جا شیم بریم خونه ی جدیدمون  و این رو هم (+) امروز خریدم برای ماشین . خیلی خوش بو هستش

- این ماه بعدی که سه روز دیگه شروع میشه٬ عالمه کار قبول کردم . میدونم خیلی تنبلم ولی آخر ماه که چک ش میاد خونه٬ کلی ذوق میکنم!

  

سه شنبه:

این روزا عجب عجیب گذشت ...
همه ش باید خونه رو مرتب میکردم و وسایل ها رو میذاشتم تو کارتون تا از خونه برن (+)
و وسایل جدید هم خریدیم ...
این کمد جدید (+) هست که خریدیم
مثلا امروز همه ش نشستم خونه تمیز کردم
کارای خاله زنکی دیگه
نمیدونستم فرشمون این رنگی بود (+) دیگه میفهمین من چقدر تنبلم :|
بعدش٬
دیگه گرفتم خوابیدم تا دیر وقت
تا شوشو اومد و بیدارم کرد و بستنی خوردیم
کلی خوش گذشت
زنگ زدم خواهرم و یه ساعت حرف زدیم
و از وقت شوشو گرفت خوابید ..
الا فداش انقدر مهرفــــــــونه خیلی راضی ام
مرسی خدای مهربون که ما به هم رسیدیم

- این روزا کلی داستانای کوتاه فارسی میخونممم
- بابام رو هم دیدم بعد از یه مدت طولانی . خیلی خوب بود !

   + × خانوم گلی × ; ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۱
comment نظرات ()