ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

دومین بسته شکلات

http://dl9.glitter-graphics.net/pub/711/711129rt5tss73ss.gif

ما هم عقد شدیم !!! به همین زودی ها ! به همین زودی زودی زودی !! 

یعنی دیگه شدیم یه جورایی مال همدیگه !!!! چه حس عجیبی! چه حس مطلوبی!

امروز ساعت ۵ بعد از ظهر عقد کردیم ! بعد از خرید لباس عروس که وقتی میپوشمش میشم مثل سفید برفی به قول همه  البته با موهای ویز ویزی ! =))

خلاصه بعدش رفتیم پشت خونه و کلی عکس گرفتیم و این چیزا و نمیدونم چی چی میشه که بعد از اون همه عکس گرفتن٫ مطهره میره بالا تو اتاق و شروع میکنه به گریه کردن  ! همون وقت هم آقای نامزد با ۶ نفر دیگه منتظر من هستن که برم و با هم بریم حلقه و کت و این چیزا رو انتخاب کنیم .... خلاصه من که خیلی ناراحت شده بودم   بعدش این محدثه هم شروع کرده به گریه کردن ! مجبور شدم با خودمون بیارمش ...

من و آقای نامزدم که دیگه نامحرم نبودیم ولی رومون نمیشد به هم نزدیک شیم  والا ! کل وقت دو سه تا وجب فاصله بود بینمون  ... مامانی هی میگه: حالا اون خجالتیه٫ تو کی خجالتی بودی آخه؟!! ... ولی خراب چشم ها و لب های قشنگ آقای نامزد هستم  الهی ! خیلی پسر خوبیه . خدا رو شکر  آی میس هم آلردی !

دیگه فکر کنم تا ۲ ماه یا ۱ ماه دیگه نبینمش ... امیدوارم که موفق باشه تو کاراش و زندگی ش و همیشه شاد باشه

 

پروردگارم !از این که مرا با فردی آشنا کردی که قادر خواهم بود تا ابد به او عشق بورزم سپاسگذارم.زندگی مشترکمان را سرشار از صلح و آرامش کن


 دوستش دارم  !

   + × خانوم گلی × ; ٥:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۳٠
comment نظرات ()