ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

چهاردهمین بسته شکلات

بوسه بر عکست زنم،
ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست،
اما شیشه ی عمر من است

بوسه بر مویت زنم،
ترسم که تارش بشکند
تار موی توست،
اما ریشه ی عمر من است…


یکشنبه:
رفتیم graduation برادر شوهر
یعنی ... این رفتن ما حکایتی بود ها
اولا که گفتن ساعت ۱۰ صبح شروع میشه
و ما اونوقت (ساعت ۹ صبح) در حال قدم زدن میبودیم
رفتیم خونه نون پنیر با گوجه و چای شیرین خوردیم http://www.pic4ever.com/images/bc9.gif
و بعدش شوشو باید درس میخوند برای امتحان امشب ش
خلاصه ...
یادتونه تو پست قبلی http://www.pic4ever.com/images/bb3.gif گفتم که پشه ها حمله کرده بودن به خونمون؟
این شوشو دست بر نمیداشت از سر کچل این پشه ها
از تو آشپزخونه صدای داد و فریاد ش سر پشه ها می اومد http://www.pic4ever.com/images/bl5.gif
هیچ وقت انقدر عصبانی و جدی ندیده بودمش !
من م هی میخندیدم
من خیلی میخندم! اصلا هم نمیدونم  چرا
بعدش که حسابی پشه کشت٬
رفت که درس بخونه که برادر شوهر زنگ زد گفت پاشین بیایی بریم رستوران
گفتن ما پشت درتون هستیم! http://www.pic4ever.com/images/bf5.gif
جاری م و برادر شوشو بزرگه و کوچیکه و مادر شوشو بودن پایین...
ماشین رو خیلی دور پارک کرده بودن واسه همین باید یه عالمه راه میرفتیم
وقتی بالاخره بهش رسیدیم .. 
رفتیم یه رستوران ایرانی ! http://www.pic4ever.com/images/bd1.gif خیلی غذاهاش خوب بود
همیشه اونجا مرغ میگیرم یا کباب یا فلافل
گفتیم ایندفعه یه چیز جدید بگیریم
ساندویچ بادمجون گرفتیم
و وقتی اومد شوشو انقدره خندید به ساندویچه!
انگاره یه قورباغه رو پرس کنی بین دوتا نون
خلاصه چاره ای نداشتیم جز خوردن ش دیه http://www.pic4ever.com/images/bg4.gif
بعد هم کل وقت حرف زدیم و اینا ....
تا اینکه ساعت ۳ شد و باید میرفتیم جشن دوم graduation برادر شوشو!
این سالن خالی ش هست (+)
من و شوشو رفتیم قبل از اینکه بریم اونجا٬
میز تلوزیونی که خریدیم برداشتیم و آوردیم خونه
بعد که رفتیم جشن graduation دیگه تموم شده بود!  
کلی ضایع شدیم ... http://www.pic4ever.com/images/be4.gif
من که رفتم خونه چون پاهام تو ی اون کفش های پاشنه بلند داغون شده بود
شوشو هم با داداش بزرگه ش رفتن میزهای دیگه ای که خریدیم آوردن خونه
مادر شوشو و جاری و برادر کوچیکه ی شوشو اومدن خونمون
هیچ چی هم آماده نکرده بودم ! http://www.pic4ever.com/images/bb5.gif
فقط نون خامه ای آوردم (بلژیکی) و بیسکوییت و یه عالمه چای (+)
من و شوشو که هفته ای یه بار چای میخوریم ولی ماشالله خانواده هامون ریکورد زدن http://www.pic4ever.com/images/bf3.gif
یکی دو ساعتی نشستیم و حرف زدیم و گفتیم و خندیدیم تا اینکه دیگه کم کم رفتن
ولی روز خوبی بود ...
صبح امروز اصلا خوب شروع نشد
اما کم کم بهتر و بهتر تر شد خدا رو شکر

راستی قرار بود برم یه دانشگاه دیگه ولی با شوشو مشورت کردم
و نظرم عوض شد واس همین میره اون یکی دیگه
اونجا هم میخوام چندتا کلاس موسیقی و نقاشی بردارم در کنار درس های رشته م
خدا کنه این دو سال آینده مثل برق به خوفی و خوشی با یه عالمه خاطره ی خوب بگذره
بگو ایشالله! http://www.pic4ever.com/images/bg4.gif

- وای چقدر این شکلک ها نانازی اند!
- کلاس تابستونی ها داره شروع میشه دیگه
  ولی خوبی ش اینکه میتونم ساعت و روز کلاسم رو به دلخواه خودم انتخاب کنم
  آخه تنها شاگردم . چه خفن! استادم  حاظر شد فقط واسه من کلاس بذاره http://www.pic4ever.com/images/bd5.gif
  نکه استادم سه ماه تعطیلی بیکار بود و من م بدجور دنبال این کلاس بودم (تحقیق) 
  مرسی خدا جون که جور شد!

 

 http://dl3.glitter-graphics.net/pub/1256/1256883ait0xs1cuy.gif

 

دوشنبه :

 امروز صبح (بعد از ظهر) از خواب بیدار شدم
هیچ انگیزه ای برای از جا بلند شدم نداشتم والا http://www.pic4ever.com/images/bc7.gif
شوشو که دانشگاه بید ..
منم گرفتم هی خوابیدم دیه
بعد که بلند شدم
واسه خودم پیتزا فوری درست کردم
خیلی خوشمزه بود جاتون خالی http://www.pic4ever.com/images/bb6.gif
و بعد هم یکمی فیلم دیدم و یه سایت پیدا کردم پر از کتاب واسه دانلود!
گذاشتم ش توی لینکدونی م حتما ببینینش
خلاصه ..
بعد شوشو گفت زود میاد چون باید بره آکواریوم میاره خونه
من از وقت گوشت چرخی  درست کردم (+) http://www.pic4ever.com/images/bc9.gif
امشب تاکو داشتیم !
خیلی غذای خوشمزه ای بود

بعد هم رفتیم خرید
یه شالی بود که حدود یه ماه پیش خریدم
و امشب پوشیدمش (+) خیلی خوشمله
پایین هاش مثل ستاره هست ... خیلی دوسش دارم
یه قابلمه واسه جاریم خریدیم (+)
و یه دست لیوان (+)
یه دست لیوان هم واسه خودمون خریدیم (+)
شب خوبی بود ... تقریبا (بیخیال)
و پودر صورتم تموم شده امروز بعد از حدود دو سال!
چقدر برکت داشت هه هه هه
برای همین رفتم پودر و رژ گونه خریدم (+) http://www.pic4ever.com/images/bb5.gif
ولی رژ گونه ش صورتی بی حاله (اصلا این اسم رنگ هست؟) ولی تو عکس قهوه ای افتاده :|
و حالا هم بعد از دو هفته کپک زدن تو خونه٬
فردا دیگه دارم میرم دانشگاه!
اونم صبح!!!
یه جورایی خوشالم http://www.pic4ever.com/images/bl8.gif
فک کنم پروژه م رو درباره ی عکاسی انجام بدم ...
حالا خبرش رو میدم

- احساس میکنم بعد از ازدواج خنگ تر شدم
- امروز تولد بابام هست .. انشالله ۱۰۰ ساله شی بابای عزیزم http://www.pic4ever.com/images/bb6.gif
- سوء تفاهم مزخرف ترین چیز دنیاست . نه؟!
- داستان آب زندگی رو خوندم . بعد از یه عمری یه داستان فارسی خوندم
   خیلی چسبید!

 


   + × خانوم گلی × ; ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٤
comment نظرات ()