ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

:دی

م___________رسی از نظرای خوشملتون جیگملای من قلب

راستش .. آره پرشین بلاگ خیلی بهترتره ولی خوب من و شوشو قرار شد بلاگفا بلاگ بزنیم چونکه میشه دوتا نویسنده داشته باشه و میشه جدا بریم تو بخش خودمون و بنویسیم ولی پرشین بلاگ این امکان رو نداره و تمام نوشته ها زیر اسم یه نفر ثبت میشه خنثی

 

خلاص_____________ه نیشخند

ایشالله تا چند روز دیگه وبلاگ مون رو راه میندازیم . چقدر دلم تنگ شده واسه وبلاگ آپ کردن و نظر دادن و سر زدن و خوندن وبلاگای گل شما ماچ

 

به امید دیدار ! بغل

 

 

---> حرف های لنگه به لنگه ی ما <--

   + × خانوم گلی × ; ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۳٠
comment نظرات ()

آپ دیت

سلامـــــــــــــــــــــــــ

خوبین ؟!

من و شوشو هم خوبیم . ببخشین وبلاگم رو اینجا بستم یوهویی ... اصلا دست خودم نبود . من و شوشو داشتیم روزای "شکلاتی تلخ مون" رو میگذروندیم . خیلی درباره ی هم یاد گرفتیم . و خیلی هم بخشش و گذشت احتیاج بود ... خنثی

ولی خلاصه تونستیم از خطاهای هم بگذریم و دوباره زندگی رو از سر بگیریم .

 

ممنون از لطف تک تکتون و از دعاهاتون

خیلی برام عزیزین! ماچ

 

یه وبلاگ زدیم من و شوشو که میخواییم اونجا دیگه بنویسیم .. هم بلاگفا درست هم پرشین بلاگ . ببینم حال و روز بلاگفا و پرشین بلاگ تا چند روز دیگه چطوره..اونوقت یکی رو انتخاب میکنیم نیشخند

این آدرس بلاگ جدیدمونه "حرف های لنگه به لنگه ی ما" یا "حرف های لنگه به لنگه ی ما" خنثی

انشالله طی چند روز  دیگه راهش میندازیم ...

به امید دیدار شما دوستای گلم اونجا قلب

 

 

به نظر شما کدوم بهتره انتخاب کنیم؟ بلاگفا یا پرشین بلاگ؟

 

   + × خانوم گلی × ; ٤:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢۳
comment نظرات ()

خداحافظ همین حالا ...

به علت یه سری چیزا ... این وبلاگ فعلا بسته ست . لطفا نپرسید .

ممنون از مهربونی تون این همه مدت

واقعا از داشتن دوستای خوبی مثل شما خوشالم!

میدونم اینجا یه دنیای مجازی هست . ولی واقعا برای من مثل واقعیت میموند

از آشنایی با تک تک تون خوشال شدم .

برام دعا کنید . خیلی به دعاهاتون احتیاج دارم . شاید این آخر زندگی شکلاتی باشه ...

 

 

 

دوست دارتون،

گلی

 

   + × خانوم گلی × ; ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٧
comment نظرات ()

بیست و ششمین بسته شکلات

من الان کلی ذوق زده م دلقک نیشخند

آخه بالاخره کلاس هام رو قبول کردند!

مجبور شدم همشون رو بندازم . ولی خوشالم! 

حالا فقط دوتا کلاس دارم برمیدارم

کلاس هایی که واقعا به رشته ی آینده م ربط دارن بالاخره! هه هه
معنی یکی از کلاسم هست ( ایکالاجی ) : "علم عادت وطرز زندگی موجودات و نسبت انها با محیط"  چه اسم طولانیی

اول مشاور درسی م گفت شاید نتونی بندازی شون و یه "w" میذارن روی کارنامه ت

یعنی اینکه کلاس رو دیر انداخی  ( روز آخر انداختن کلاس ۲ روز پیش بود) Smiley

کلی دعا خوندم و این چیزا .

به شوشو هم زنگ زدم و پیغام گذاشتم "شوشو من خیلی عصبانی ام!

شاید کلاسامرو نندازن و الکی تو کارنامه م این "w" های الکی رو بذارن . میدونی چقدر بد میشه برام؟" نگران

بعدش رفتم پیش رییس اصلی و اون گفت میتونی بندازی و هیچی تو کارنامه ت نمیاد ! کلی ذوق کردم! قوربون آقا هه هه 

الان یه هفته عقب م از این کلاسایی که تازه اضافه کردم .

آخه دانشگاه الان یه هفته و خورده ای هست که شروع شده . خدایا به امید تو

 

 

-قرار بود اگه واسه شوشو یه شعری رو که میخواست پیدا کنم٬ واسم یه کیک گنده بخره ! عاشق شرط بندی های شوشو ام من! ل و ل زبان

 

-وقتی رانندگی میکنم . آستین هام رو میزنم بالا تا آرنج و کولر رو کم کنم

و آلبوم رگ خواب یگانه رو میذارم و رانندگی میکنم با سرعت ۸۰  ..

یه حالی میده جاتون خالی

 

-یکمی این روزا با شوشو دعوایی هستیم . درست نمیدونم سر چی هست .

ولی رفع میشه ایشالله . به زودی نیشخند زبان

 

-دیشب رفتیم خونه ی جاریم .

یه کیک بزرگ توت فرنگی و خامه ای خریدیم برای داداش شوشو چونکه تفلدش بود . بد نبود :دی

 

-امشب هم که خونه ی مامان و بابای شوشو هستیم .

کلی باباش واسه م شیرینی و باقلوا و شکلات خریده بود تعجب

مامانش م ته چین درست کرد خوشمـــــــــــزه ها قلب

 

-این رو سحری تند تند  درست کردم دیروز! (+) خــــــــــــــیلی راحته .

فقط کلم براکلی و کلم (سفید) و هویچ رو تو روغن تف میدین با یکمی سیر و نمک و فلفل

بعدش هم بهش یکمی پنیر پیتزا اضافه میکنیم ... همین! نیشخند

 

-به همین زودی امتحان دارم . و هیچی هم نخوندم :|

این وبلاگ رو دیدم (+) انقدر دلم شکســـــــــــــــــــــــــــــــــــت ! خدا میدونه!

 

- امشب رفتیم مغازه با شوشو و مامان و باباش که بستنی بخریم .

شوشو هم هی من رو بغل میکرد از پشت یواشکی و مینداخت بالا جلوی همه! خجالت

بعضی وقتا فک میکنم باید وزن اضافه کنم تا دیگه نتونه از این شیطون بازی ها کنه!زبان

 

   + × خانوم گلی × ; ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٥
comment نظرات ()

سی و پنجمین بسته شکلات

امروز روز اول دانشگام بود . یعنی دانشگاهه دانشگاه ها! نه کامیونیتی کالج دیگه نیشخند خیلی خوشال بودم . صبح ولی ساعت ٧ و نیم راه افتادم و ٨:۵٠ رسیدیم دانشگاه و ساعت ٩:١٠ تازه کلاس رو پیدا کردم خنثی حالا اونجوری نیگام نکن!

بعدش کلاس بعدیم فقط فیلم دیدیم! اون رو هم دیر رسیدم ۵ دقیقه چون ۵ کوچه پیایین تر بود خنثی . کلاس بعدیم رو ولی به موقع رسیدم و معلم نیومد (جمعه هم که دانشگاه نرفته بودم معلمه اصلا نیومده بود . هیچ خبری هم نداده تاحالا که میاد یا نه! ما رو الاف کرده) فکر کنم معلممون مُرده ابرو

قانون هم این هست که اگه معلم تا ١۵دقیقه بعد از شروع کلاس نیاد، همه میتونن پاشن و برن سر خونه زندگی شون . منم رفتم قسمت انتقال درس های دانشگاه . پرسیدم که بابا من که این کلاسا رو برداشتم چرا باید دوباره بردارم؟! خانومه مثل بوقلمون بود چشم نتونست کاری کنه . رفتم با شوشو چت کردم و گفت دوباره پاشو برو!  دوباره رفتم و ایندفه یکمی خانوم بوقلمون سعی خودش رو کرد! و بالاخره همه چی درست شد . یعنی اینکه تمام کلاسایی که الان دارم رو شاید اصلا لازم نیست بردارم! ببینیم چی میشه عینک اونطوری خوب میشه! چون زودتر مدرک لیسانس م رو میگیرم انشالله!

بعد هم کلاس زیست داشتم . معلمم خیلی جوون بود . کلاسه سقف ش ١٠٠ متر بالا بود! ترسناک بود یکمی نگران خیلی هم خسته کننده بود . بعد از کلاس قرار بود برم یه جا خرید کنم واسه کلاسام ولی گفتم بی خی خی و رفتم سوار ماشین شدم و اومدم خونه . و ۴ بار نزدیک بود تصادف کنم! خنثی ولی خوب خدا رو شکر چیزی نشد! الانم که بهش فکر میکنم یه جوری میشم .ساعت ۵ رسیدم خونه .

این خیابونی هست که من میرم برای یه ساعت و خورده ای (+)

اومدم خونه و با شوشو یکمی خوش گذروندیم و من خوابیدم تا ٩:٣٠ شب! بعدش شوشو پیتزا خرید قلب و یه فیلم کوچیک دیدیم و شوشو رفت (کار این چند روزش شده بازی کامپیوتری!) تا ساعت ٢ شب . بعد هم من دیگه حال حرف زدن نداشتم و گذاشتم بخوابه و منم دارم این پست رو مینویسم .

خلاصــــــــــــــــــــــــــه اینم از امروزم . خیلی روز جالبی بود . ولی واقعا کسی نبود که باهاش درد و دل کنم واسه همین اینجا نوشتم ......مرسی اگه خوندی!

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif

 

دستور پخت اون پای سیب که عکس ش رو تو متن پایینی گذاشتم

راستش من که خمیرش رو آماده خریدم ولی توی یه سایت پیدا کردم .

خمیر پای سیب:

آرد - ۵۰۰ گرم
کره - ۳۰۰ گرم ( یا روغن جامد ۲۵۰ گرم)
پودر قند - یک قاشق سوپخوری
شیر - یک فنجان
نمک - یک قاشق چایخوری

 

داخل پای سیب:

سیب نه خیلی نرم نه خیلی سفت ۶ پیمانه (سیب ها رو مثل این کوچک میکنیم (+))
شکر - من خیلی شکر میریزم! فک کنم ٣.۵- ۴ پیمانه شکر ریختم
آرد - دو قاشق غذا خوری
آبلیمو - یه قاشق غذا خوری
دارچین - یه قاشق چای خوری
نمک - خیلی کم!

 

آرد را در ظرفی بریزید,  سپس نمک و پودر قند و شیر را روی آرد بریزید و خوب هم بزنید, سپس کره را قطعه قطعه  کنید و وسط خمیر بریزید و خمیر را با کره خوب مخلوط کنید بطوریکه خمیر چسبندگی پیدا کند اما کش نیاید, این خمیر نباید زیاد ورز داده شود, فقط باید خمیر چسبندگی پیدا کندو قابل بازکردن باشد. وقتیکه خمیر آماده شد ،آن را در نایلون به مدت دوتا سه ساعت  بگذارید تا خمیر به اصطلاح ور بیاید .

وسایل داخل پای سیب رو با قاشق به هم میزنیم . بعد خمیر رو به دو قسمت میکنیم . یه قسمت رو میذارم روی ظرف (که قرار هست بذاریم توی فر . شیشه ای بهتره) قشنگ میذارم کف ظرف بشینه و یکمی هم از گوشه هاش بزنه بیرون بهتره. مواد داخل پای رو میریزیم توش . تیکه ی دیگه خمیر رو میذاریم روش (باریک باشه یکمی بهتره ولی نه خیلی هم باریک) . قشنگ که پهن شد روی مواد سیب مون . گوشه های خمیر بالا و پایین رو به هم میچسبونیم و با انگشت خمیر رو بالا و پایین ببرید .

روی چهار تا برش بزنین یا پنج تا . تا اینکه بخار بره از داخلش بیرون . میذاریمش توی فر روی درجه ی ۴٢۵ باری ۴٠-۴۵ دقیقه . و بعدش وقتی از فر برداشتین برای ٢ ساعت بذارینش کنار تا خنک بشه .

امیدوارم که درست کنین و خوشتون بیاد
نوش جونتون ماچ

 

http://s1.picofile.com/golabi/752004ewor3ue4oi.gif


- یه سی دی زدم از شعر های قشنگ واسه راه دانشگاه م نیشخند

- دنیا رو بی تو نمیخوام یه لحظه / دنیا بی چشمات یه دروغ محضه

- یه فتو آلبوم هم تازه درست کردم . تو لینکام هست . خواستین یه سر بزنین

- نقاشی هایی که از سر بیکاری میکشم .. یعنی فقط دوس دارم برم دانشگاه نقاشی یاد بگیرم و بشینم تا آخر عمر نقاشی کتاب بچه ها رو بکشم! (+) (آبرنگ)

- اینم با شوشو درست کردیم (+) و اینم سفره ی ساده ی افطارمون (+)

- شوشو امروز کلی هوس این کرده بود خنده سر کلاس ش و اصلا هواس ش به درس نبوده . الهی فداش (+) واقعا آدامس خوبی بود . حتما بخرید :دی

- سوگل عزیزم! آره درست حدس زدی نیشخند امیدوارم شما هم پیش همسری ت زندگی خیلی شیرینی داشته باشی عزیز دلم! مرسی از حضورت . بازم بیا :)

 

- دوستای گلم!‌ تو رو خدا دعا کنین قضیه ی این کلاسای دانشگاهی من به خوبی و خوشی تموم بشه! تو رو خدا فراموشم نکنید تو دعاهاتون! ممنون میشم! بغل

 

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٩
comment نظرات ()

سی و چهارمین بسته شکلات

تقدیم به بهترین شوشو دنیا! قلب عاشقتم عزیز دلم ! مرسی برای همه چیز ... عاشقانه دوستت دارم مهربونم:

جز تو کی می تونه عزیز من باشه ، کی می تونه تو قلب من جا شه
مگه می شه مثل تو پیدا شه ، همه چیزم  وای عزیزم

جز من کی واسه دیدن تو حریصه ، اسم تو رو قلبش می نویسه
گونه هاش از ندیدنت خیسه ، همه چیزم ، وای عزیزم …

تو نباشی بی قرارم ، بد می بینم ، بد می آرم
بی تو من … حس ندارم ، سر به زیرم ، گوشه گیرم ، کاش بمیرم …
بی تو من … همه چیزم ، آی عزیزم … همه چیزم

خواننده : محمد علیزاده
موزیک : میلاد ترابی

 

 

شده تا حالا همینطوری تو فیس بوک بچرخین از بیکاری و یوهو صفحه های کسایی رو پیدا کنی که ٨ ساله ندیدیشون؟! یعنی من صفحه ی این دختره رو پیدا کردم که همیشه فکر میکردم خیلی پررو بود http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_wacko.gif خیلی سعی میکردم اطرافش نباشم از اونا بودا . خلاصه تازه صفحه ش رو پیدا کردم و دیدم که یه پسر هم داره! آقا باید من رو میدیدی! دوتا شاخ بزرگ رو سرم کاشته شد! ل و ل . امیدوارم شاد باشه به هر حال http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_sigh.gif

 

بعد صفحه ی این پسره رو پیدا کردم که ٨-٩ سال پیش بابام بهش گفته بود یکمی هوام (حوام؟!) رو داشته باشه چون تازه اومده بودم اون مدرسه http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_mad.gif یادمه من هر روز کتاب میبرم سر ایستگاه اتوبوس میخوندم و اونم شروع کرد این کار رو! اونوقت ١۴ سالمون بود . منم هیچوقت نمیرفتم طرفش . آخه نمیخواستم احساس کنه خیلی واسه خودش آدمه . خلاصه صفحه ش رو پیدا کردم . یه ریــــــــــــــــــــــش بلندی گذاشته! http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/laugh4.gif همون رشته ی اول شوشو رو خونده بود (مهندس) . فکر کنم داره داماد هم میشه تازه . خیلی جالب بود برام !خوش بخت بشه .

*خدا خیر بده فیس بوک رو http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/biggrin.gif حداقل میشه یکمی فضولی کرد تو زندگی مردم باهاش!

 

من و شوشو یه رسمی داشتیم سال اول زندگی مون . این بود که گل میخریدیم هر هفته (+) . یادش بخیر ... (میدونین گل خشک توش قارچ درست میشه و واسه شُش ها بده ) * گلی دکتر میشود!

اینم pie سیب هست که خیلی وقت پیش درست کرده بودم . تازه عکس ش رو پیدا کردم (+) نیشخند

اینم نقاشی خواهر کوچولوم (+) الهی فداش! انقدره دلم واسشون تنگ شده...

 

 

- با شوشو رفتیم دانشگاه جدیدم! وای خدا به دادم برسه .. بعدا بیشتر توضیح میدم http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/umnik2.gif 

- با مامان و بابای شوشو یکمی قهرم . الان ٢ هفته س بهشون زنگ نزدم http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/shout.gif میدونم سر چی بود ... و واقعلا تغصیر من نبود ها :|

- رفتم دکتر چشم و کلی پول دادم ..بعدش اومدم تو ماشین و شوشو داره ماشین رو میگرده که یوهو عینک م رو پیدا میکنه!!!! کلی ناراحت شدم که پول الکی دادم واسه هیچی .. البته الان شماره ی چشمام مثل هم شدن خجالت (لنز گرفتم و دوتا عینک!)

 

*اگه دارین من رو توی فیس بوک Add (سمت چپ) میکنین لطفا هویت وبلاگی من رو بر ملا نکنین ... چون اونجا کسی این آدرس رو نداره و دوس ندارم دست کسی بیفته . مرسی http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/light_skin/girl_in_love.gif

 

- میخواستم این ترم نرم دانشگاه ولی نظرم عوض شد و ایشالله میرم و سعی م رو میکنم قلب

 

   + × خانوم گلی × ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٤
comment نظرات ()