ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

سی و سومین بسته شکلات

(این پست دیگه خصوصی نیست)

صبح ش شوشو رو بردم دانشگاه

بعدش خواستم بگیرم بخوابم ولی هی نشستم فیلم دیدم تا اینکه دیگه ساعت شد ٢ خنثی و شوشو اومد از دانشگاه و رفتیم خرید واسه غذا

آخه افطاری قرار بود بدیم شب ش .

بعد که خرید هامون رو کردیم شوشو میگه بیا بریم PetSmart ماهی بخریم

میخواستم بگم نه بابا ساعت ۵:١۵ الان! مهمونا هم ساعت ٨ میان ! هیچی هم که غذا درست نکردیم !ولی گفتم باشه http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/standart/kiss.gif

رفتیم اونجا .. تا ساعت ۶:٣٠ کارمون طول کشید . آخرشم شوشو هیچی بپسندید

آقا ما رفتیم خونه و من تبدیل شدم به یه گوریل وحشی و گرسنه و پر استرس! (دور از جون)

هی دارم غذا میپزم و غر میزنم که "وای شوشو وقت نداریم الان میرسن" http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/kez_08.gif

یعنی اینجوری شده بودم ها: http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/Koshechka_08.gif

شوشو هم هی میگه "نگران نباش همه چیز درست میشه"

خولاصه دوتایی یه چیزی درست کردیم تا ساعت شد ٨ و تلفن مون زنگ زد

گفتن که ساعت ٩ میان نه ٨:٣٠ منم خیلی خوشال شدم http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/lex_14.gif

تا اون وقت دیه همه چی درست شد خدا رو شکر!

قیمه درست کردیم و لازانیا و شیر برنج و آش جو (صدف) و سالاد خیار

اومدن و گفتیم و خندیدیم تا ساعت ١ صبح . بعد هم رفتن http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/standart/grin.gif

این م عکس نزدیک از کیک ی که آوردن (+) دستشون درد نکنه

اینم هنر نمایی شوشو! (+) والا من از این کارا بلد نیستم! 

وقتی هم اومدن خونه انقدر از خونمون خوششون اومد !  کلی تعریف کردن از دکور و همه چیز . بعـله ماییم دیه هه هه هه

 

روز بعدش هم افطاری جایی دعوت بودیم . یه خانواده ی عرب هستن که خیلی مهربون و خون گرم هستن . دسشون درد نکنه! با دو تا بچه بیچاره خانومه کلی زحمت کشیده بود! http://smiley.ttaaeell.co.cc/kolobok/User/kez_09.gif

حالا قراره که ما هم دعوتشون بکنیم این جمعه که داره میاد . یکمی دلم شور میزنه . آخه دوباره باید غذا درست کنم :| یعنی بیشتر تنبلی ه نیشخند

دانشگاه هم جمعه شروع میشه! خدا کنه که سال خوبی پیش رو داشته باشم . بگو ایشالله

این مبایل م رو (+) چهار سال پیش خریده بودم و خیلی باهاش کار نکردم . حالا دوباره راهش انداختم . موبایل بدی نیس ولی باید هر شب شارژش کرد! اوه موبایل قبلی م که واقعا مجانی بود، خوبی ش اینکه چهار روز در میون لازم بود شارژ شه

اینم عکس یکی از ماهی هامون . شش تا ماهی داریم الان! (+) فکر کنم این خانومه هست . آخه شکم ش بزرگه :دی آقاهاشون شکم هاشون کوچیکه!!

یه عمر داشتم دنبال این گلسر م میگشتم! بالاخره پیدا شد! (+) این رو بابام واسه م خریده .

اینم هدیه ی یکی از خواهرام . خیلی دلم براش تنگ شده! (+) قلب

وسایل دانشگاه (+) این دانشگاه که دارم میرم . . توی یه شهری هست که معروفه به آدم کشی و قتل و این چیزا . حالا اونجوری نیگام  نکن دیه ... فقط حلالم کنید!  هه هه

اینم یه عالمه (+) هایلاتر که شوشو واسه م خریده .

شاید یه بار دیه قبل از دانشگاه آپ کنم .. بهدش دیه نمیدونم ... خدایا به امید تو!

 

 

التماس دعا دوستای گلم

من و شوشو رو یادتون نره! مرسی ماچ
- بخدا نمیدونین چه عشقی میکنم بلاگ مینویسم =)

- این شکلک ها ف*ی*لتر هستن؟!


دوستتون دارم هوارتا

(دیگه فکر نکنم عکس بذارم . چون بلاگفا خیلی امن نیست واسه این چیزا )

 

   + × خانوم گلی × ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳۱
comment نظرات ()

سی و دومین بسته شکلات

این رو گوش کنین (+) بخندین نیشخند تصویر نداره فقط صوتی هست 

 

یعنی ماه رمضون که شروع میشه ها، گلی خانومی تبدیل میشه به یه موجود عجیب و غریبی مثل این: http://www.pic4ever.com/images/tantrumsmiley.gif نه اعصاب داره نه هیچی!

شوشو جونم مرسی که تحملم میکنی! ببخشین این چند روز خیلی باهات بد بودم . قول میدم خانومی بهتری شم برات

 

دیروز هم واسه این آقاهه (زبان) ترجمه میکردم سر کار که همینطوری (دور از جون) زر میزد! مگه حرفش تمومی داشت؟ باور کنین درست ٢ ساعت و ده دقه حرف این http://foolstown.com/sm/wow.gif

بحث از این شروع شد که حلقه ی من رو دید و از نصیحت کردن شروع شد سخنرانی تا اینکه آخر سخنرانی ش گفت: نه شما فقط تظاهر میکنین که ازدواج تون خوبه! (با لحجه ی افغانی ش) نزدیک بود بلند شم و دهنش رو سرویس کنم http://foolstown.com/sm/sumo.gif فکر میکرد کی هست حالا :|

یعنی من از اون آدما نیستم که از نژادی بدم بیاد! اصلا نژادپرست نیستم!

(از همه جور آدما خوشم میاد و دوست دارم با آدم ها از کشور های مختلف آشنا شم و فرهنگ هاشون رو یاد بگیرم)

ولی خوب من که بهش هیچی نگفتم و گذاشتم هر چی خواست بگه . آخه خودش ٧ ساله ازدواج کرده بود . میخواست تجربیات ش رو بگه مثلا http://www.pic4ever.com/images/297.gif

اگه من دیگه به کسی رو دادم سر کار اسمم رو میذارم "چراغعلی" :|

خلاصه بعدش رفتم این مغازه ی که لوازم نقاشی داره . این آلبوم رو خریدم (+) اینم صفحه ی اولشه (+)

بعد هم قبل از اینکه برم خونه رفتم اون ساختمون بغل خونمون دیدم شوشو نشسته داره درس میخونه یکمی حرف زدیم بعدش رفتم خونه و خوابیدم تا دم غروب .

شوشو هم افطاری درست کرده بود! الاهی فداش

این از دیروم

 

 

امروز صبح هم با شوشو رفتم

من رفتم سر کار و شوشو رفت دانشگاه. رفتم سر کار و دیدم که کسایی که باید واسشون ترجمه کنم خیلی قیافه هاشون عرب میزنه!

گفتم حتما اشتباهی منو فرستادن آخه من یه کلمه هم بلد نیستم عربی!

بعد دیدم بعل____________ه من رو اشتباهی فرستاده بودن . ولی خوب حقوق م رو میگیرم گرچه هیچ کاری نکردم

اومدم خونه یکمی وبلاگ گردی کردم و خونه تمیز کردم و جارو کشیدم و حالا هم دارم اینجا مینویسم و شاید یکمی بخوابم .. واسه دو یه سه ساعت http://www.pic4ever.com/images/flat.gif

راستی اینم عکس آکواریوم هست که شوشو یه هفته س روش کار میکنه (+)

این جمعه  هم قرار هست با شوشو بریم چندتا ماهی بخریم .

باید چندتا اسم خوشمل واسشون پیدا کنم  

راستی ممنونم که از نقاشی م و تابلو ها تعریف کردین . خیلی مهربونین .

دوستتون دارم خیل___________ی زیاد

قلبماچ

 

- آه چقدر از مهمونی دادن بدم میاد :|

 

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢۸
comment نظرات ()

سی و یکمین بسته شکلات

خوفین ؟! خوش میگذره؟

این روزا دوباره همه ش تمیز کاری میکردم . مگه تموم میشد خواهر! خنثی

این شمع رو (+) روشن کرده بودم و تمیز کاری میکردم

راستی! این تابلو رو برای بالای تخت مون خریدیم (+) عاشقشم!!!

و این تابلو اون پیرزنه رو هم عوض کردم (+) و قاب ش کردم

روش نوشته " آشپز رو ببوس" خنده

میخوام یه تابلو دیگه درست کنم که نوشته باشه "هیچوقت به یه آشپز لاغر اعتماد نکن" اونوقت هر کی بیاد خونمون میترسه چیزی بخونه خنثی

خولاصه :دی این روزا میگذره دیگه ...

شوشو این بازی رو خرید آنلاین (+) که من بدجوری خرابش م

دیشب کلی بازی کردیم

 

 

قرار بود دیشب بریم خونه ی مادر/پدر شوشو ولی نشد چون داشتیم آکواریوم مون رو تمیز میکردیم و پرده میزدیم

این پرده رو خریدیم (+)‌ توری هست و سفید . خیلی دوس ش دارم :دی

شب قبل ش هم مامان جاری م زنگ زد و دعوتمون کرد ولی نشد دیه ...

این ماه رمضون خیلی زود اومد ..

یعنی اصلا آمادگی ش رو نداشتم . فقط هم میخوام زودی تموم بشه چشم

آخه من عادت دارم توی روز ١٠ بار غذا بخورم (وعده های کوچیک) ولی حالا که هیچی نمیخورم اصلا برام اعصاب نمیذاره

مثلا دیروز داشتم سر شوشو داد میکشیدم واسه هیچی!

شوشو : چشم قربان! هر چی شما بگین!

من : آخی ... ببخشین ... تغصیر این ماه رمضونه دیه ..

اصلا انگاری این مغض من به شکمم وصله :| جلل خالق!

 

 

از این آپارتمانمون خیلی راضی هستیم

یعنی انقدره اون آپارتمان قبلی چرت بود که باعث شد قدر هر چی که داریم رو بیشتر بدونیم! :|

مرسی خدای مهربون که هوامون رو داری ‌! خیلی گلی :)

دیشب فیلم The Box رو دیدیم .. صحنه های ترسناک زیاد داشت

ولی آخرش که من و شوشو ماتمون برد به هم و گفتیم " چی شد؟!!"

خیلی گیج کننده بود . اصلا توصیه نمیکنم ببینین! فقط یه درس آموزنده داشت ..

اینکه قدر هر چی دارین رو بدونین و نا شکری نکنین و مردم نکشین :|

فیلم ش مثل آدم و حوا بود (مدل خارجی ش که فک میکنن حوا بود که به آدم سیب رو داد و تغصیر حوا هست که ما الان اینجا رو زمین هستیم )

زنه تو فیلم دکمه رو فشار میده و زندگی شون میریزه به هم ابرو اون رگ "فیمینستی" من بدجوری باد کرد وسط فیلم ها =)

وقتتون رو روش طلف نکنین نمی ارزه اصلا

 

 

دیگه دیگه ...

این خونمون یه انباری داره . یه اتاق بزرگه که من جرات نمیکنم برم توش!

انگاری جنگ اومده اونجا :|

آخه این مدته همه چی رو پرت میکردیم توش انگار نه انگار ...

حالا امشب با شوشو داریم میریم تمیزش کنیم !

 

 

دانشگاه تا ١٢ روز دیگه شروع میشه .. اصلا خوشال نیستم راست ش رو بخوای

آخه باید روز در میون ٣ ساعت رانندگی کنم ابله

خدا به دادم برسه !

میخوام زودی این مدرک رو دو ساله بگیرم و دیگه از دست ش خلاص شم :|

خدا جونم به امید تو!‌ کمکم کن جون هر کی دوس داری!

 

 

این روزا همه ش خونه م دیه .. حوصله م سر رفته

دوس دارم برم سر کار ...

واسه آدم های جور وا جور ترجمه کنم دوباره ... آدم هایی که لحجه های عجیب دارن

باورم نمیشه دلم برای کارم تموم شده!

- شوشو هم این دو شنبه دوباره میره دانشگاه . سال دوم ش . موفق باشی عزیز دلم :)

 

 

قرار شد خانواده م برای تعطیلاتی که سه ماه دیگه هست بیان خونمون !

خیلی خوشالم!

توی این تعطیلات (که نمیدونم اسم ش به فارسی چی میشه) باید بوقلمون درست کرد

و خانواده ها دور هم جمع میشن و این چیزا نیشخند خدا کنه کلی خوش بگذره!

http://s1.picofile.com/golabi/Pictures/1226170792sayclub4.gif

 

شوشو: وای این بیسکویتا چه خوشمزن !

من: خنثی

شوشو: خوب در اومدن ها!

من: نیشخند

بعد شوشو میره تو حال و برمیگرده بیشتر بخوره که ...

شوشو: وای خوردم! من که روزه م! زبانتعجب

من: نیشخند دیدم خیلی با ولع میخوردی دیه .. دلم نیومد بهت بگم ..


- تازه اینترنت گرفتیم بالاخره! بعد از چند ماه بی اینترنتی! عجب عذابی بود! دیگه قول میدم به همتون سر بزنم چون ١٠ روزم مونده به شروع دانشگاهم نیشخند

- دوست دارم اسم وبلاگم رو عوض کنم

 

 

 

- بالاخره یه قالب درست حسابی درست کردما . زود لود میشه؟ نیشخند

-دوست دارم آهنگ "آدم ها" از آلبوم آلبوم رگ خواب از یگانه رو بلند بذارم تو ماشینم و شیشه ها رو بدم و غروب باشه و من فقط برونم .. اینور و اونور .. بدون مقصد .

 

- چقدر از قهر کردن بدم میاد :(

 

   + × خانوم گلی × ; ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٤
comment نظرات ()

سی امین بسته شکلات

سلام به همگی! خوبین؟ مرسی من و شوشو هم خوبیم و خوشالیم که بعد از دو هفته به هم رسیدیم http://www.thesmilies.com/love/00800000.gif

تا ازدواج نکنین نمیدونین من چی میگیم ... خیلی سخته از شوهر یا عشق ت جدا باشی خجالت

دو روز پیش با مامان و بابا و خواهر ها و داداشی موندیم و بعدش راه افتادیم ساعت ١ و نیم ظهر طرف شهرمون و مسافرت مون قرار بود ١٣ ساعته بشه ولی شد ١۵-١۶ ساعته (با ماشین) چون که اولش کاملا اشتباه داشتیم میرفتیم http://www.pic4ever.com/images/90.gif

بعد که رسیدیم خونه بالاخره ... ساعت ٧ صبح بود و رفتیم مستقیم خوابیدیم ! بعدش ساعت یک شوشو بیدار شد و رفت سر کار و منم نشستم کارای خاله زنکی انجام دادم هه هه http://www.kolobok.us/smiles/artists/phil/phil_21.gif  و این شمع (+) رو روشن کرده بودم . خونه بوی "بلو بری" و شکلات گرفته بود


خیلی تمیز کاری نکردم آخه شوشو گفت میخواد دو نفره انجام بدیم نیشخند

این عکس پرده ی حمام هست که خریدم (+) خودم که هنوز دیدمش پسندیدم ! با مامانم و شوشو رفتیم خرید . بعدش مامانم گفت اینکه خوفه! http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_tender.gif برش دار دیه منم دیگه خریدمش

اینم عکس رو تخت خوابی که خریدیم (+) از رنگ سبز روشن خیلی خوشم میاد! و خیلی هم رنگ شادی هست ! قلب چون تمام دیوارامون سفیده و یه رنگ خوشرنگ لازم هست واقعا و این رنگ عالیه!

این هم لیوان (ماگ) هست که مامان و بابام بهم هدیه دادن! خیلی قشنگه! این بسته ش هست (+) و این هم خودش (+)

این نقاشی رو هم برای آشپزخونه کشیدم (+)

شوشو هم دست شویی رو دکور کرده بود (+) جیگرشو برم من!  قلب

نصف کارت های عروسی مون (+)

http://www./blogcod/zibasazi/06/image/-04.gif

دیروز رفتیم خونه ی جاری م . جاتون خالی بد نبود . هنوز خیلی احساس نزدیکی نمیکنم به خانواده ی شوشو ... میدونم چرا ها...

یعنی از خونه ی مامان و بابا شوشو راه افتادیم . من و مادر شوشو و داداش بزرگه ی شوشو رفتیم . ١٢ ظهر! ماشین ش هم کولر نداشت! و هوا ١٠٠ درجه بود!‌ و ترافیک انقدر زیاد بود! http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_wacko.gif (چون یه تصادف شده بود سر یکی از Exit ها )

منم به این نوشیدنی پر از شکر پناه بردم (+)

اینم مادر شوشو برد واسه جاری م (+) نی نی کاکتوسه :دی

بعد ش که رسیدیم بالاخره، غذا خوردیم (پاستا و دلمه) و رفتیم یه باغ قشنگ و لب دریاچه 

جاتون خالی!

این عکس باغی هست که رفتیم (+)  و اینم عکس لب دریاچه ای که رفتیم (+) (+) (+)

وقتی برگشتیم ساعت ٩ شب بود و مامان و بابا شوشو گفتن که ما میاییم خونه ی شما! من م باید برمیگشتم زودی خونمون با شوشو که یکمی تمیز کاری کنم ! http://www.kolobok.us/smiles/artists/viannen/viannen_81.gif

سر راه یه لیوان چای یاس خریدیم و وقتی اومدن واسشون ریختم . خیییییلی خوش بو هست!

شب ش فیلم Hitch رو دیدیم و کلی خندیدیم . بابای شوشو وسط فیلم خواب ش بردخنثی

خلاصه ٣ صبح خوابیدیم و صبح ساعت ١٠:٣٠ بیدار شدم و دیدم مامان شوشو داره ظرف میشوره!

رفتم تخم مرغ با پیازچه درست کردم و وسایل صبحانه رو چیدم و بعد مامان شوشو رفت اندازه ی پرده ی خونمون رو بگیره تا پرده بخریم وقتی رفتیم خونشون

خلاصه .. آماده شدیم رفتیم خونشون (سه ساعت طول کشید)خنثی

(ماشینمون بغل خونشون توی تعمیرگاه بود)

بعد که رفتیم مستقیم رستوران ایتالیایی که من خیییییییییییلی دوس دارم! مثل همیشه Italian Cold Cut گرفتم 

قبل ش رفتیم بستنی خوردیم http://www.millan.net/minimations/smileys/choclboxsmiley.gif ولی بادوم زمینی داشت! منم حساسیت دارم خفن! زودی رفتیم با شوشو CVS و این دارو رو خریدیم (+)

اومدیم خونشون . من و مامان شوشو رفتیم خرید پرده و چیزای جزءی

اینم واسه آشپزخونه گرفتم واسه مایع دست شویی (+) http://www.millan.net/minimations/smileys/aquariuss.gif

راستی تلوزیون داریم حالا! این هم بازی Wii که شوشو خرید (+) دیگه قرار شد مثل اوایل ازدواجمون جمعه شب ها بشینیم فیلم ببینیم با بستنی! هه هه

اینم یه خوشبو کننده س برای ماشین جدیدم (+) پشت آینه ی جلویی مثل گردنبند میندازمش خیلی خوشمله!!!!

الان یک صبحه فک کنم ساعت ۶ صبح راه می افتیم میریم خونه ی خودمون ایشالله

دیگه خبری نیس جز سلامتی :دی

دوست دارتون،

گلی جون ماچ

 

- فردا بگیرم بخوابم یا برم سر کار؟ هووووووم

- هنور هم اینترنت نداریم

- اینم خیلی جیگره خواهر کوچولوم برای مامانم خریده بود =) (+)

http://www./blogcod/zibasazi/06/image/-04.gif

- دوشنبه شب ساعت ٩:٠٠ - ١٠:٣٠: هواسمون نبود ماشین رو فقل کردیم و همه ی کلید ها رو تو ماشین گذاشته بودیم! موبایل هم نداشتیم :| رفتیم در یکی از همسایه ها که برقشون روشن بود رو زدیم و شوشو رفت زنگ زد به یه جایی که بیان و در رو باز کنن . حالا میخوام فردا برم برای اون دخمله که گذاشت زنگ بزنیم و کمکمون کرد شیرینی یا بیسکوییت درست کنم و ببرم بهش بدم . خدا رو شکر همه چی به خوبی و خوشی گذشت :)

 

- اگه کسی من رو لینک کرده و لینک نشده بهم بگه پلیز نیشخند

 

   + × خانوم گلی × ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٢
comment نظرات ()

بیست و نهمین بسته شکلات

http://dl2.glitter-graphics.net/pub/417/417272mey8pz5lfi.gif

سلام دوستای گلم!

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ 

چقدر دلم تنگیده بود واسه اینجا! الان هم خیلی ذوق زده م .. اگه گفتین چرا! چون شوشو داره فردا میاد خونه ی مامان و بابام! http://www.millan.net/minimations/smileys/feeldaluvsmiley.gif

(اگه نمیدونستین، من و شوشو با هواپیما اومدیم خونه ی مامان و بابام ولی شوشو بعد از یه هفته برگشت چون باید میرفت سر کار ولی من اینجا حدود دو هفته س که بدون شوشو موندم . و واقعا سخت گذشت! )

روزی که اومدیم مامانی یه دسته گل (+) گذاشت توی اتاقمونhttp://www.millan.net/minimations/smileys/splumfairysmile2.gifمرسی ماما!!!

و ماما گلی کلی زحمت کشید! دست ش درد نکنه واقعا (+)
انقدر غذاهای خوشمزه درست کرد که من فک کنم ٣ کیلویی زیاد کردم تو همین مدت . هه هه هه http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_tender.gif

بعد هم یکی از خواهر هام امتحان مهمی داشت و من سعی کردم خیلی کمکش کنم . اینم عکس کتابش (+) ! امیدوارم که قبول بشه http://www.millan.net/minimations/smileys/dancegirl1.gif

خواهر دیگه م هم که هنوز خیلی کوشولو هست و حرف "ل" و "ر" رو قاطی میکنه،
یه روز ما رو مهمون کرد و گفت میخواد برامون کیک درست کنه (+)

جیگرشو برم من! http://kay.smiley.free.fr/images/3780.png

خواهر دیگه م هم (حالا همه میپرسین مگه چندتا خواهر داری؟! =)) بیسکویت درست کرد و انقدر خوشمزه شد که خدا میدونه! (+) http://www.pic4ever.com/images/90.gif

http://www./blogcod/zibasazi/06/image/-04.gif
پس فردا هم مهمون داریم (خواهرهای جاری م هستن) واقعا گل ند! http://dingo.care2.com/c2c/emoticons/broom.gif
باید کمک بکنم و صبحش هم با شوشو و خانواده میریم یا باغ وحش یا سینما ...

اینم از فهلا http://www.kolobok.us/smiles/big_he_and_she/girl_curtsey.gif

http://www./blogcod/zibasazi/06/image/-04.gif

- وقتی برسم خونمون دوباره آپ میکنم ! ل و ل

- امروز قراره دوباره دوستم "م" رو ببینم

- عروسی دوستم هم رفتم (مدل هندی) خوب بود ولی عروس حتی نمیتونست بالا رو نگاه کنه یا بخنده وگرنه بی ادب دیده میشه . باید نشون بده که ناراحته که داره از خونه ی مامان و باباش داره میره :|

ما رو بگو! نیشمون تا بنا گوش باز بود! http://www.kolobok.us/smiles/artists/phil/phil_45.gif انقدره ذوق زده بودم داشتم عروس میشدم ! به خودم خنده م میگیره وقتی به یادش می افتم =)

 

   + × خانوم گلی × ; ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٧
comment نظرات ()