ღ زندگی شکلاتی ما ღ

تو زندگی فقط دوتا چیز احتیاج داری . یکی عشق ه و دیگری شکلات :دی

بیست و یکمین بسته شکلات

دیشب خیلی خوش گذشت!
یوهو شوشو پرسید میخوای بریم "آی هاپ"
آی هاپ یه رستوران هست که ۲۴ ساعته بازه و همیشه صبحانه میفروشه
اونوقت ساعت ۱۱ شب بود و قدم میزدیم و برای اولین بار رفتیم دعای کمیل

شوشو : بیا بریم خونه دوربین رو بیاریم و عکس بگیریم اونجا
من : چرا؟
شوشو : که بتونی بذاری تو بلاگ شکلاتی مون
فدای شوشو فهمیده !

دوربین رو برداشتسم و عکس گرفتیم از هم کلی
و در همون حالی که منتظر نشسته بودیم٬
اون دختری که توی دعای کمیل بود را دیدیم ولی بی حجاب
کلی شکّه شدیم و خندیدیم و این چیزا ...
این عکس شام/صبحانه من و شوشو (+) (+)
این هم دیگه بشقاب خالی شوشو (+)  و من (+)
خیلی بهمون خوش گذشت !


شب هم خوابیدیم و .. ولی من یه خواب بد دیدم
صبح نفس زنان از خواب بیدار شدم و شوشو کلی نگران بود
خواب چرتی بود!
انقدره بدم میاد از خواب های بد :| (کی خوشش میاد؟)
دیگه خوب شدم
مرسی شوشو که پیشم بودی ..
گرچه مجبور شدی دیر بری سر کار یکمی
موفق باشی عزیز دلم


سه روز پیش:(شیرینی فروشی)


شوشو: خوب گلی دیگه زود انتخاب کن!
من:
شوشو: فکر کن دیگه تا شش ماه دیگه قرار نیس شیرینی بخری ها . پس یکی خوب ش رو انتخاب کن
من: شش ماه؟ چـــــــــــــه خبره شوشو؟؟ تو که میدونی من خیلی شیرینی دوس دارم
شوشو:
من : در حال تماشای شیرینی های رنگارنگ
شوشو: خو ببین بیا یه کاری کنیم..من میرم اونطرف سبزی ها رو میخرم و میوه ها رو از وقت تو اینجا شیرینی ت رو انتخاب کن
من: مــــــــرسی گلم! باشه خوبه

شوشو در حال خرید سبزی و میوه و من هم تمام شیرینی فروشی رو متر کردم صد بار و بالاخره یه چیزی برداشتم . یه شیرینی هویج با کرم ایتالیایی . که یادم رفت بذارمش تو یخچال شب ش برا همین کرم ش ترش شده بود!


(دیشب که دوباره رفتیم مغازه٬ قسمت شیرینی فروشی)


من: ببین اون کیک هویج حساب نبود ها! کرم ش ترش شده بود :|
شوشو: راس میگی .. بیا بریم یه خوبشو بگیریم
من: واقعا؟
شوشو:  اوهوم!


و این رو خریدیم (+) و با چای (+) ایرلندی خوردیم
مرجان راس میگه ها! من همه ش درباره ی غذا مینویسم!
ولی خوب هر کی منو میبینه ازم میپرسه تو اصلا غذا میخوری دختر؟
فکر میکنن همه باید توپولی باشن تا سالم باشن!
به نظر من هر کی هرجور که هست خوبه! و باید قبول ش داشت!


چند وقت پیش قورمه سبزی درست کردم برای اولین بار
و اولین باری هم بود که درست نمک و فلفل و آبلیمو داشت غذام :دی
اینم عکس ش (+)  (+) البته با برنج سبوس داره


این روزا خیلی خوبه ...
شوشو میره سر کار و من هم میرم سر کار و آزمایشگاه
و وقتی ساعت ۶ یا ۵ میاییم خونه٬ هیچ کاری نداریم ! دیگه کتاب نباید بگیریم دستمون
و دیگه لازم نیس بشینیم ساعت ها درس بخونیم
چقدر این زندگی رو دوست دارم !
تازه چند شب پیش داشتیم با هم فیفا میدیدم و از اینا (+) میخوردیم


این کرم رو هم خریدم (+) خدا کنه خوب باشه!
اصلا تو کرم خریدن شانس ندارم
یعنی هیچ وقت براش وقت نمیذارم
تازه دیشب تا ساعت ۱۲:۱۰ بامداد داشتیم با کلاه گیس های مغازه ور میرفتیم
تا اینکه یوهو به خودم اومدم و دیدم ساعت چنده و یادم افتاد شوشو فردا باید بره سر کار صبح!
زود دستش رو گرفتم و گفتم بیا بریم بابا فردا کار داری
اصلا هم به روی خودش نمیاورد که ! 

 

چند تا عکس دیگه:

* این دست بندی هست که مادر شوشو از مکه برام خرید چند هفته پیش (+) مرسی!!!

* و این عطری هست که شوشو بهم داد شب سوّم یا دوّم زندگی مون (+) انقدره خوبه بوش! اگه خواستین عطر بگیرین این رو توصیه میکنم بگیرین (L'EAU D'ISSEY A DROP OF CLOUD Perfume)

* دوست دارم اینجا رو مشکی کنم و نوشته هام رو رنگارنگ!

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢۸
comment نظرات ()

بیستمین بسته شکلات

مشاهده یادداشت خصوصی

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢۳
comment نظرات ()

نوزدهمین بسته شکلات

اینترنت خونمون رو امروز تصمیم گرفتیم قطع کنیم
حالا خدا میدونه من میخوام هر روز چی کار کنم
امروز زنگ زدم مامانم و مثلا کلّی بی حال بودم و درد دل و افسرده و این چیزا ...


ماما: خوب پس به این اَمبرین خانم یه ایمیل بزن درباره ی سفره عقد ایرانی
من: چشم ... ولی
ماما: چی؟ چیزی شده؟
من: آخه اینترنت نداریم !
ماما: آهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان برای همینه دیپرس هستی پس! آخه من میدونم تو چقدر به اون اینترنت معتادی! هنوز خوب نشدی؟
من: ماما مریضی که نیس خو!  نباشه میمیرم بخدا!
ماما: بیچاره شوهرت!  پاشو برو خونه رو تمیز کن
من: شما از کجا میدونین خونه کثیفه؟ شاید الان تمیز تمیز باشه!
ماما: من تو رو میشناسم دختر

خلاصه ...
اینترنت رو هم قطع کردیم ولی دانشگاه شوشو فقط ۵ دقه س تا خونه
میشه هر روز یکمی به این بهونه قدم زد


این رو هم شوشو بهم نشون داد (+) واقـعـــــــــــــا خفنه! حتما گوش بدین
عجب دنیا داره هر روز پیشرفت میکنه
و ما هینطور سر لپ تاپ تِلپ شدیم و تا قطع نشه ولش نمیکنیم (ما یعنی بنده!)


دیگه دیگه ...
برای همین شاید دیگه نتونم خیلی سر بزنم بهتون! میمیرم بخدا!
ولی سعی میکنم هر روز بیام دانشگاه شوشو
این اینترنت انقدر چرت بود که انگار داشتیم ۳۵ دلار هر ماه میریختیم تو چاه
حیف پول بود!

چک این ماه هم اومد و قرار شد با شوشو بریم کیک بخریم!
فردا به زور میبرمش شیرینی بخریم
هیچی به کیک رولتی ایران نمیرسه با خامه ی تازه و میوه و ...  من میخواممم!!!
این شیرنی فروشی مجارستان هست (+)
شوشو میگه اگه من همینطور که الان شیرینی میخورم٬ ادامه بدم تا یه سال دیگه دیابت میگیرم دور از جونم


هه هه هه چقدر چرت نوشتم تو این پست ها
تا یه ماه دیگه میرم ماما و بابا و بچه ها رو میبینم و کلی ذوق زده م!
میخوام برای همه شون پیرهن بخرم هدیه
ماه گرد هم چیزی نمونده دیه ...
و هنوز هم شعر عشقولانه ننوشتم برای شوشو!
فک کنم شوشو نوشته .. اونروز داش میگفت "تو اصلا اهمیت نمیدی ها"
اصلا این هنر و چشمه ی شعر گفتن من بعد از ازدواج خشک شد
کسی میدونه چرا؟!!
حالا سعی میکنم یه چیزی بنویسم .. اگه کمک کنین بد نمیشه [قلب و گل]

مرسی که از آشپزی هام تعریف میکنین! کلّی خرابتونم
فداتـــــــــــــون بشـــم دوس جونای گلـــم




پ ن :
و از کدوم سایت میشه شکلک گرفت که فیلتر نباشه تو ایران؟!!
         مثلا از pic4ever.com میشه گرفت؟
         مرسی میشم کمکم کنین

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۸
comment نظرات ()

هجدهمین بسته شکلات


من تو دریای جنونت
دل دادم به آسمونت
بادبنمو سپردم
به نگاه مهربونت


امشب یه غذا درست کردم

خیلی خوشمزه ست ...
خیلی هم ویتامین داره! خوبی ش اینه

مواد لازم:
براکلی (+)
سس سوی (چینی)
سیر
زنجبیل
نمک فلفل (کمی)

سیر و کمی زنجبیل رو میذاری توی روغن زیتون تف میدیم
براکلی ها رو اذافه میکنیم  . و کمی نمک و فلفل
میذاریم سه دقه بپذه
بعدش سس سوی رو اضافه میکنیم  و برای یه دقه دیگه تف میدیم ...
همین!
اینم عکس ش (+)

من که خیلی خوشم اومد
در کنار یکمی سوشی (+) هم بهتر میشه

امروز رفتم مغازه ولی هیچ وسایل گلدوزی نتونستم بخرم
ولی یه دفتر خریدم که توش دستور آشپزی هایی که یاد میگیرم بنویسم (+)

پ ن : اینم چراغ خوشمله شوشو از دوران مجردی! (+) انقدره دوس ش دارم
پ ن : فیلم به دنبال خوشبختی رو دارم میبینم ... بهترین فیلم هست که ایران درست کرده تا حالا (+)
پ ن : اینم ساک های پر از لباس مون! (+)  وای چه خوبه که قراره یه ماه دیگه بریم خونه ی جدیدمون! یعنی خونه ی خونه که نیست .. ولی خوب آپارتمان جدیدمون

 ------------------------

خـــیلی بعد نوشت:  غمگینم . خدایا... کمک !

   + × خانوم گلی × ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٦
comment نظرات ()

هفدهمین بسته شکلات

الان چهار صبح روز شنبه٬ ۵ جون هست ... الان دو روز هست دارم یه رمان ژاپنی رو میخونم
خیلی دوست داشتنی ولی غمگینه  واقعا دو٬ سه جاش گریه کردم :|
اسمش هست :six recods of a floating life (+)
و دارم یه رمان فارسی هم میخونم به نام بامداد خمار (+) 
لینک دانلودش توی لینک های وبلاگم هست .
اونم قشنگه!

میخوام فردا برم یه سری وسایل گلدوزی یا ...  ورق و این چیزا بخرم
و بشینم یکمی از وقتم درست استفاده کنم
آخه انگار وقتم رو میریزم تو چاه این روزا

امروز شوشو اومد خونه و کلی من رو از بی حالی و بد اخلاقی در آورد
مرسی که انقدر صبوری عزیزم
امشب هم استیک درست کردم مدل چینی (سوی سس و شکر) و خروش هندی
یه آرایش زرد و سبز و مشکی هم کردم
قشنگ شد!
و دو قسمت آخر مرد هزار چهره رو هم دیدیم
یعنی من که سومین بار بود میدیدم ولی به احترام شوشو یه بار دیگه هم دیدیم
مهران مدیری واقعا نابغه ست!

- این پروژه ی شیمی سخته . اصلا نمیفهمم چه خبره
- بعد نوشت: مرسی شوهر مهربونم که درست زدی تا برای من خنگ درسم رو توضیح بدی!

چیز خاصی توی ادامه ی مطلب نیست٬ ولی خوب با رمز قبلی هست

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٥
comment نظرات ()

شانزدهمین بسته شکلات

توی اوج بی کسی هام,
دلواپسی هام,
یاوری از غیب رسید به فریاد
شکر خدایی که تورو به من داد :)


سلام دوستای گلم =)
من از بیکاری هی قالب وبلاگ درست میکنم  شما از بیکاری چه کار میکنید؟!

میگم ها٬
نمیدونم styrofoam به فارسی چی میشه
ولی خوب این شکلی هست (+)
گذاشتمش رو گاز مون
و اصلا حواسم نبود که باید گاز بالایی رو روشن میکردم!
زیر این ظرف رو روشن کردم!
یوهو همه ش رو شعله های آبی و نارنجی گرفت
من این شکلی شده بودم: http://www.pic4ever.com/images/frantic.gif
اصلا نمیدونستم چی کار کنم
همونطور ظرف رو انداختم تو دستشور
شوشو اونوقت داشت ظرف میشست
بیچاره غذاش ... http://www.pic4ever.com/images/2lxwef8.gif
بعد هم دیگه مرغ درست کردم
خیلی خوشمزه شد در عوض
ولی خیلی از کاری که کردم ناراحت بودم
شوشو هی میگه ناراحت نباش اشکال نداره! http://www.millan.net/minimations/smileys/consoling2.gif
اگه ناراحت باشی منم ناراحت میشم اونوقت باید بریم لباس سیاه بپوشیم
و بریم بیرون خونه سینه زنی برای برنج و ماهی که از دست رفت
خلاصه ...
تصمیم گرفتم برم شیرین نارگیلی درست کنم
تو اون هم گند زدم!
یعنی خوشمزه شد ولی اصلا خوشگل نشد http://www.moppo.net/anisigns/signer/mad/mad.gif
با فاصله هم چیدم ها (+) ولی همه ش تو ظرف به هم چسبید
شد مثل گُل
با چای خوردیم


دیگه دیگه ..........
این روزا شوشو تا ساعت ۸ یا ۹ تو دانشگاهه
منم شب ها مثل جغد بیدارم و ظهر میخوابم تا ۵ و ۶
خیلی برنامه ی خوابم داغونه

دانشگاه هم میگذره٬
قرار شد که واسه پروژه م مقدار پروتین گوشت و حبوبات رو با هم مقایسه کنم
خواستم ویتامین c رو پیدا کنم در آب پرتغال های مختلف ولی گفت خیلی راحته http://www.pic4ever.com/images/2mpe5id.gif
و خوبه یه پروژه ی سخت تر انجام بدم

این کتاب (+) رو خیلی دوست دارم http://www.pic4ever.com/images/129fs370785.gif
طرز فکر بودایی ها هست ... ولی خیلی یاد  گرفتنش توی زندگی م تاثییر خوب داشت
یاد میده که زندگی همه ش میگذره و نباید خیلی جدی ش گرفت http://www.pic4ever.com/images/129fs370785.gif
که نباید حتی از شوهر خودمون هم انتظار داشته باشیم
همه رو همینطور که هست باید قبول کرد
و همه ی گذشته ها رو باید بیخیال شد آخه دیگه گذشته و نمیشه که برگردونیمشون
از این چیزا دیه ..

- مرسی ناتاشا خانم برای تسبیح (+) قشنگی که خریدین برا من و شوشو جون  

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن : من این کلاس "ذن" که عکس کتاب ش رو بالا گذاشتم رو ترم قبلی برداشتم http://www.millan.net/minimations/smileys/luvvyasmiley.gif
کلاس فلسفه بود .. فلسفه ی شرق
باورم نمیشه چقدر همتون ازش استقبال کردین!
فکر کنم یه روز بشینم و ترجمه ش کنم به فارسی حالا که اینطور شد!
خیلی گشتم اینترنت رو
و خیلی کتاب ها درباره ی "ذن" فروخته میشه در ایران انگاری...
ولی کتابی بگیرین که درباره ی زندگی به طریق ذن باشه  اونا خوبن
این چندتا سایت هست که میتونید یکمی با این طرز فکرش آشنا بشین
خیلی جالبه و مطمنم خیلی زندگی تون رو قشنگ تر میبینید وقتی درست باهاش آشنا بشین:

ذن در ویکیپیدیا (+)
مغرور نشدن در ذن (+)
باغ های شنی در مکتب ذن (+)
فکر نکردن به نتیجه در ذن (+)
مراقبه ذن مدیتیشن (+)
خشم بدون عمل در ذن (+)
ذن و زندگی در زمان حال (+)
فکر نکردن در ذن (+)
تنفس در آیین ذن (+)


 پ ن ۲:  لینک فوتوبلاگم رو گذاشتم تو لینک ها. بیکار شدین یه سر بزنین http://www.millan.net/minimations/smileys/wavesmile.gif
پ ن ۳ : الان درست ۲۴ ساعت هست نخوابیدم http://www.moppo.net/anisigns/signer/doh/doh.gif و باید تا ۳ ساعت دیگه برم سر کار!
خدا به دادم برسه
پ ن ۴ : امروز پنج شنبه ست . دیشب با یه خواب وحشتناک از خواب پریدم . . خیر باشه :|

   + × خانوم گلی × ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٢
comment نظرات ()

پانزدهمین بسته شکلات

 

http://nightmelody.com/gallery/thumbnails/LARGE_nightmelody-com-0915.jpg


جمعه:

کنارم بخواب و
به دورم بتاب و
از این لب بنوش
چو تشنه که آب وگل آتشی تو
حرارت منم من
که دیوانه ی بی قرارت منم من

خدا دوست دارد لبی که ببوسد
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم
نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

بخواب آرام پیش من
لبت را بر لبم بگذار
مرا لمسم و کن و دل را
به این عاشق ترین بسپار بخواب آرام پیش من
منی که بی تو میمیرم
لبت را بر لبم بگذار
که جان تازه میگیرم

ســــــــــــلام
امروز یه غذایی درست کردم که واقعا به طور عجیبی خوب در اومد
خودم هنوز در عجبم
گفتم اینجا طرز پخت ش رو بنویسم
ما که حسود نیستیم گفتیم چن نفر دیگه هم استفاده کنن خو
خوبی این غذا اینکه میتونین توش خیلی کم روغن و پنیر بریزین تا چربی ش زیاد نباشه
و پر هست از ویتامین های مختلف!

مواد لازم:
قارچ
پیاز
براکلی
کدو
فلفل دلمه
سیر
اسفناج (یخزده یا تازه فقط خیلی خورد شده باشه)
لازانیا
شیر
آرد
دو قاشق روغن زیتون
نمک و فلفل

قبل از همه چیز فر رو بذارین روی درجه ی ۳۷۵

اول از همه یه پیاز خورد کردم با ۳ حبّه کوچیک سیر و براکلی (
+) یه پیمانه و یه کدوی بزرگ
این ها همه رو کوچیک خورد میکنیم
قارچ هم کنسروی داشتم و فلفل دلمه ی ریز شده
این ها رو هم زدم و گذاشتم روی شعله
و دو قاشق روغن زیتون بهش اضافه میکنیم
این رو میذارین ۱۵ دقه تف بخوره

در کنارش باید لازانیا ها رو بریزین توی قابلمه برای ۱۰ دقیقه
تا نرم بشن یکمی

توی یه لیوان نصف پیمانه آرد بریزین و ۳ پیمانه شیر
و خوب این رو بهم بزنین و بزارین رو شعله ی متوسط
بهش نصف قاشق چای خوری نمک اضافه کنین و یکمی فلفل سیاه
این رو خوب بهم بزنین
پنیر پیتزا یا لازانیا (نصف پیمانه یا بیشتر) رو اضافه کنین کم کم
اسفناج فیریز شده یا تازه رو هم خورد کنین بریزین توش
خیلی اسفناج نریزین . مثلا سه چهارم پیمانه بسّه
همینطور بذارین روی شعله ی کم تا بپزه تا پنیرش سفت نشه

حالا ...
لازانیا ها که نرم شدن رو آبکش کنین و بذارین توی ظرفی که میخوایین بذارین توی فر
یه لایه ش رو بچینین
روش از مخلوط سبزیجات بریزین ... و یکمی پنیر لازانیا / پیتزا
دوباره یه سری دیگه لازانیا بچینین
و دوباره همین کار رو انجام برای یه بار دیگه
هر چی بیشتر پنیر بریزین خوشمزه تر میشه ولی خوب چربی ش هم بیشتر میشه دیه
و در آخر اون مواد اسفناجی که درست کردیم رو بریزین روی مواد
خیلی خوشمل میشه و خوشمزه!

حالا بذاریدش توی فر برای ۳۰ ساعت در درجه ی ۳۷۵
نوش جون!



اینم عکسش (+) و (+)

- این رومیزی خونه ی ما مثل رومیزی های رستورانا می مونه  حداقل تمیز کردن ش انقدره راحته  چون من تمام کارام رو روی این میز انجام میدم . . علاقه ی شدیدی دارم بهش  
ولی تا یکی دو ماه دیگه که خونه عوض میکنیم هم میز مون رو عوض میکنیم و هم رومیزی رو
فک کنم رومیزی آبی روشن بگیرم ... هــــــــــوم ...

این کارتون ها (+) رو هم گرفتیم برای اینکه ظرف ها و وسایل ها رو pack کنم و کم کم جا به جا شیم بریم خونه ی جدیدمون  و این رو هم (+) امروز خریدم برای ماشین . خیلی خوش بو هستش

- این ماه بعدی که سه روز دیگه شروع میشه٬ عالمه کار قبول کردم . میدونم خیلی تنبلم ولی آخر ماه که چک ش میاد خونه٬ کلی ذوق میکنم!

  

سه شنبه:

این روزا عجب عجیب گذشت ...
همه ش باید خونه رو مرتب میکردم و وسایل ها رو میذاشتم تو کارتون تا از خونه برن (+)
و وسایل جدید هم خریدیم ...
این کمد جدید (+) هست که خریدیم
مثلا امروز همه ش نشستم خونه تمیز کردم
کارای خاله زنکی دیگه
نمیدونستم فرشمون این رنگی بود (+) دیگه میفهمین من چقدر تنبلم :|
بعدش٬
دیگه گرفتم خوابیدم تا دیر وقت
تا شوشو اومد و بیدارم کرد و بستنی خوردیم
کلی خوش گذشت
زنگ زدم خواهرم و یه ساعت حرف زدیم
و از وقت شوشو گرفت خوابید ..
الا فداش انقدر مهرفــــــــونه خیلی راضی ام
مرسی خدای مهربون که ما به هم رسیدیم

- این روزا کلی داستانای کوتاه فارسی میخونممم
- بابام رو هم دیدم بعد از یه مدت طولانی . خیلی خوب بود !

   + × خانوم گلی × ; ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۱
comment نظرات ()

چهاردهمین بسته شکلات

بوسه بر عکست زنم،
ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست،
اما شیشه ی عمر من است

بوسه بر مویت زنم،
ترسم که تارش بشکند
تار موی توست،
اما ریشه ی عمر من است…


یکشنبه:
رفتیم graduation برادر شوهر
یعنی ... این رفتن ما حکایتی بود ها
اولا که گفتن ساعت ۱۰ صبح شروع میشه
و ما اونوقت (ساعت ۹ صبح) در حال قدم زدن میبودیم
رفتیم خونه نون پنیر با گوجه و چای شیرین خوردیم http://www.pic4ever.com/images/bc9.gif
و بعدش شوشو باید درس میخوند برای امتحان امشب ش
خلاصه ...
یادتونه تو پست قبلی http://www.pic4ever.com/images/bb3.gif گفتم که پشه ها حمله کرده بودن به خونمون؟
این شوشو دست بر نمیداشت از سر کچل این پشه ها
از تو آشپزخونه صدای داد و فریاد ش سر پشه ها می اومد http://www.pic4ever.com/images/bl5.gif
هیچ وقت انقدر عصبانی و جدی ندیده بودمش !
من م هی میخندیدم
من خیلی میخندم! اصلا هم نمیدونم  چرا
بعدش که حسابی پشه کشت٬
رفت که درس بخونه که برادر شوهر زنگ زد گفت پاشین بیایی بریم رستوران
گفتن ما پشت درتون هستیم! http://www.pic4ever.com/images/bf5.gif
جاری م و برادر شوشو بزرگه و کوچیکه و مادر شوشو بودن پایین...
ماشین رو خیلی دور پارک کرده بودن واسه همین باید یه عالمه راه میرفتیم
وقتی بالاخره بهش رسیدیم .. 
رفتیم یه رستوران ایرانی ! http://www.pic4ever.com/images/bd1.gif خیلی غذاهاش خوب بود
همیشه اونجا مرغ میگیرم یا کباب یا فلافل
گفتیم ایندفعه یه چیز جدید بگیریم
ساندویچ بادمجون گرفتیم
و وقتی اومد شوشو انقدره خندید به ساندویچه!
انگاره یه قورباغه رو پرس کنی بین دوتا نون
خلاصه چاره ای نداشتیم جز خوردن ش دیه http://www.pic4ever.com/images/bg4.gif
بعد هم کل وقت حرف زدیم و اینا ....
تا اینکه ساعت ۳ شد و باید میرفتیم جشن دوم graduation برادر شوشو!
این سالن خالی ش هست (+)
من و شوشو رفتیم قبل از اینکه بریم اونجا٬
میز تلوزیونی که خریدیم برداشتیم و آوردیم خونه
بعد که رفتیم جشن graduation دیگه تموم شده بود!  
کلی ضایع شدیم ... http://www.pic4ever.com/images/be4.gif
من که رفتم خونه چون پاهام تو ی اون کفش های پاشنه بلند داغون شده بود
شوشو هم با داداش بزرگه ش رفتن میزهای دیگه ای که خریدیم آوردن خونه
مادر شوشو و جاری و برادر کوچیکه ی شوشو اومدن خونمون
هیچ چی هم آماده نکرده بودم ! http://www.pic4ever.com/images/bb5.gif
فقط نون خامه ای آوردم (بلژیکی) و بیسکوییت و یه عالمه چای (+)
من و شوشو که هفته ای یه بار چای میخوریم ولی ماشالله خانواده هامون ریکورد زدن http://www.pic4ever.com/images/bf3.gif
یکی دو ساعتی نشستیم و حرف زدیم و گفتیم و خندیدیم تا اینکه دیگه کم کم رفتن
ولی روز خوبی بود ...
صبح امروز اصلا خوب شروع نشد
اما کم کم بهتر و بهتر تر شد خدا رو شکر

راستی قرار بود برم یه دانشگاه دیگه ولی با شوشو مشورت کردم
و نظرم عوض شد واس همین میره اون یکی دیگه
اونجا هم میخوام چندتا کلاس موسیقی و نقاشی بردارم در کنار درس های رشته م
خدا کنه این دو سال آینده مثل برق به خوفی و خوشی با یه عالمه خاطره ی خوب بگذره
بگو ایشالله! http://www.pic4ever.com/images/bg4.gif

- وای چقدر این شکلک ها نانازی اند!
- کلاس تابستونی ها داره شروع میشه دیگه
  ولی خوبی ش اینکه میتونم ساعت و روز کلاسم رو به دلخواه خودم انتخاب کنم
  آخه تنها شاگردم . چه خفن! استادم  حاظر شد فقط واسه من کلاس بذاره http://www.pic4ever.com/images/bd5.gif
  نکه استادم سه ماه تعطیلی بیکار بود و من م بدجور دنبال این کلاس بودم (تحقیق) 
  مرسی خدا جون که جور شد!

 

 http://dl3.glitter-graphics.net/pub/1256/1256883ait0xs1cuy.gif

 

دوشنبه :

 امروز صبح (بعد از ظهر) از خواب بیدار شدم
هیچ انگیزه ای برای از جا بلند شدم نداشتم والا http://www.pic4ever.com/images/bc7.gif
شوشو که دانشگاه بید ..
منم گرفتم هی خوابیدم دیه
بعد که بلند شدم
واسه خودم پیتزا فوری درست کردم
خیلی خوشمزه بود جاتون خالی http://www.pic4ever.com/images/bb6.gif
و بعد هم یکمی فیلم دیدم و یه سایت پیدا کردم پر از کتاب واسه دانلود!
گذاشتم ش توی لینکدونی م حتما ببینینش
خلاصه ..
بعد شوشو گفت زود میاد چون باید بره آکواریوم میاره خونه
من از وقت گوشت چرخی  درست کردم (+) http://www.pic4ever.com/images/bc9.gif
امشب تاکو داشتیم !
خیلی غذای خوشمزه ای بود

بعد هم رفتیم خرید
یه شالی بود که حدود یه ماه پیش خریدم
و امشب پوشیدمش (+) خیلی خوشمله
پایین هاش مثل ستاره هست ... خیلی دوسش دارم
یه قابلمه واسه جاریم خریدیم (+)
و یه دست لیوان (+)
یه دست لیوان هم واسه خودمون خریدیم (+)
شب خوبی بود ... تقریبا (بیخیال)
و پودر صورتم تموم شده امروز بعد از حدود دو سال!
چقدر برکت داشت هه هه هه
برای همین رفتم پودر و رژ گونه خریدم (+) http://www.pic4ever.com/images/bb5.gif
ولی رژ گونه ش صورتی بی حاله (اصلا این اسم رنگ هست؟) ولی تو عکس قهوه ای افتاده :|
و حالا هم بعد از دو هفته کپک زدن تو خونه٬
فردا دیگه دارم میرم دانشگاه!
اونم صبح!!!
یه جورایی خوشالم http://www.pic4ever.com/images/bl8.gif
فک کنم پروژه م رو درباره ی عکاسی انجام بدم ...
حالا خبرش رو میدم

- احساس میکنم بعد از ازدواج خنگ تر شدم
- امروز تولد بابام هست .. انشالله ۱۰۰ ساله شی بابای عزیزم http://www.pic4ever.com/images/bb6.gif
- سوء تفاهم مزخرف ترین چیز دنیاست . نه؟!
- داستان آب زندگی رو خوندم . بعد از یه عمری یه داستان فارسی خوندم
   خیلی چسبید!

 


   + × خانوم گلی × ; ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٤
comment نظرات ()

سیزدهمین بسته شکلات

مشاهده یادداشت خصوصی

ادامه مطلب
   + × خانوم گلی × ; ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢
comment نظرات ()